تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
كسى را مقرر نمود كه رفته شكار را آزاد نمايند و ارادهء كوچ به طرف اردبيل نموده با جاه و جلال از شهر شيروان تشريف بيرون آورده مقرر فرمودند كه اولمه - سلطان به چاپارى به هرات رفته نواب شاه طهماسب را به زودى بياورند و برداشته به درگاه جهان‌پناه حاضر نمايند . و اولمه سلطان پاىبوس نموده روانهء هرات گرديده ، نواب شاه طهماسب را برداشته هنوز حضرت ظل اللهى داخل [ دار ] - الارشاد اردبيل نشده بودند كه به درگاه عالم‌پناه حاضر نموده . چون شاهزاده به خدمت نواب ظل اللهى مشرف گرديده پابوس نموده ، آن حضرت به گريه درآمده شاهزاده را به آغوش محبت كشيده بود كه امراى عظام به عرض رسانيدند كه سبب از گريه چيست كه ما را تاب نمانده است ؟ . آن حضرت فرمودند كه نواب همايون در سن چهارده سالگى از گيلان به امداد حضر [ ا ] ت ائمهء معصومين [ 421 ] خروج نموده از دهنهء خطا تا دهنهء حلب تا كنار رود درنا را مسخر گردانيده مثل علاء الدولهء ذوالقدر با آن حشمت مستأصل و همچو شاهى بيگ خان پادشاه كل تركستان را به قتل آورده‌ام . و حال مىترسم كه اين همه آزار و زحمت نواب ما ضايع شده اين پسر نتواند كه پادشاهى ايران را از پيش برد . و سركشانى كه از تيغ همايون نواب ما در كوهسار و بيغوله‌ها گريخته‌اند چون نواب همايون ما در ميان نبوده باشد ؛ از آن بيغوله‌ها بيرون آمده نسبت به سپاه قزلباش بىادبىها نمايند . اگر چه اميد نواب همايون دست يد اللّه آقاى من حضرت امير المؤمنين و حضرات ائمهء معصومين عليهم « 1 » السلم است ، اما در ميان قزلباش مردى نمىبينم كه وكيل نواب شاه طهماسب بوده و صلاح دين و دولت را از دست ندهد . و پاره‌اى سخنان فرموده و بعد از آن نفرين به مهتر شاهقلى نموده فرمودند كه هر گاه ميرزا شاه حسين در اين وقت زنده مىبود ، نواب همايون ما را اكراهى نبوده . سبب آن كه مردم تمام عيار نمك بحلالى بوده و در اين مدت
هامش
( 1 ) - اصل : عليهما .