مهتر شاهقلى را ريش سفيد خود نمايند .
پس ميرزا شاه حسين به خدمت حضرت ظل اللهى عرض نمود كه چون اين جماعت ريش سفيد ندارند ، كدائى خان ولد امير خان را ريش سفيد آن جماعت فرمائيد از مروت مرشد كامل بعيد نخواهد بود .
آن حضرت فرمودند كه آن مرد جاهل است و آن مرتبه ندارد كه ريش - سفيدى تواند كرد . چون آن حضرت به اين نحو مقرر فرمود ، مهتر شاهقلى پنداشت كه ميرزا كرده است و اين مرتبه دشمنى جماعت تركمان با ميرزاى مشار اليه محكمتر گرديده و ميرزا شاه حسين را با هيچ كس عداوت و دشمنى نبوده خصوص با جماعت تركمانان .
اما مهتر شاهقلى با جماعت تركمان جمعيت نموده گفت كه ميرزا شاه - حسين در مال ديوان تقلب و تصرف بسيار كرده ، بايد ابواب او را نوشته كه ابواب بنويسند كه اين خبر به ميرزاى مشار اليه رسيد خود ابواب خود نوشته به خدمت حضرت ظل اللهى آورده عرض نموده كه اين غلام مبلغ پنجاه هزار تومان از مال ديوان اعلى به مردم دادهام اما سند در دست دارم .
حضرت ظل اللهى فرمودند كه ما شما را در مال ديوان صاحب اختيار در - آورده مرخص فرمودهايم و به خلعت خاص خود ، ميرزا را مخلع نموده شفقتها فرمودند . مهتر شاهقلى دانست كه در اين بابها با ميرزا او را دستى نيست .
پس ميرزا خواست كه مهتر شاهقلى را قدرى بيدار سازد . به خدمت نواب اشرف عرض نمود كه مهتر شاهقلى دوازده سالست كه مهتر ركابخانهء مباركه است ، بايد حساب او ديده شود .
آن حضرت فرمودند كه حساب مال ديوان ، با اعتماد الدوله است احتياج به عرض نيست .
پس اعتماد الدوله مقرر نمود كه حساب مهتر شاهقلى را بنويسند . چون
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 618
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٦١٨