ميرزا عرض نمود كه دورمش خان مرد مردانهايست و مردانگى او ظاهر است ديگر امر از مرشد كامل است .
پس آن حضرت بيگلربيگىگرى هرات را و للگى نواب شاه طهماسب را به دورمش خان شفقت فرموده به پابوس مشرف گرديده مرخص گرديدند كه امير خان را گرفته به درگاه عرش اشتباه فرستد . اما ميرزا شاه حسين نيز به دورمش خان سفارش فرموده كه چون به مشهد مقدس مىرسيد ؟ سيصد نفر از سپاه شاملو را برداشته به ايلغار روانه مىشويد كه تا امير خان خبر ندارد ، او را گرفته مقيد و محبوس نمائيد و تتمهء سپاه از عقب روانه شوند . پس دورمش خان ميرزا شاه حسين را وداع نموده سپاه برداشته به جانب هرات روانه گرديد .
ذكر آمدن دورمش خان به هرات و گرفتن امير خان تركمان را و فرستادن به خدمت نواب گيتى ستان و خود در هرات به حكومت نشستن و مقدماتى كه در آن ولا به منصهء ظهور پيوست « 1 »
اما چون امير خان سيد محمد را به قتل آورده بود پشيمان شده بود ، منجمان را طلب نموده سعد و نحس طالع خود را از ايشان استفسار نموده بود . منجمان گفتند كه شما را از امارت هرات معزول خواهند كرد و شما را به خدمت حضرت ظل اللهى خواهند فرستاد . پس امير خان با خود خيال نموده گفت كه بايد شاهزاده را برداشته به جانب غوريان روانه گرديد ، كه شيعيان و مردم هرات خيال امير خان را فهميده عريضه در باب رفتن امير خان و بردن شاهزاده را نوشته به خدمت حضرت ظل اللهى فرستادند .
اما چون چاپار دو منزل از هرات بيرون آمده بود كه به خدمت دورمش خان
هامش
( 1 ) - مربوط به سال 927 است . ر ك : حبيب السير . ص 585 .