تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤
را ممكن نشده به فكر رفته بود كه دو نفر از سنيان به امير خان و معلم « 1 » شاهزاده گفتند كه مىبايد كتابتى ساخته و تقليد مهر و خط سيد محمد نموده كه عبيد خان در ظهر آن نوشته باشد و سيد محمد در جواب نوشته باشد كه در فلان شب دروازهء قلعه را خواهم گشود و شما در كمين بوده باشيد كه داخل قلعه شويد . هر گاه توانيد كه اين بكنيد ؛ مىتوانيد كه او را به قتل آوردن . القصه امير خان فريب خورده آن نوشته را درست نموده و سيد محمد را نيز طلب نموده گفت كه چرا چنين نوشته‌اى به عبيد خان نوشته‌ايد ؟ و آن سيد بىچاره را فرمود كه گرفته محبوس نموده [ 416 ] در شب او را خفه كردند . اما چون روز شد امير خان از كرده پشيمان شده ديگر متوجه اموال او نشده بود . اما ولدان سيد محمد و مردم هرات اين حكايت [ را ] مشروحا عريضه نوشته به خدمت ميرزا شاه حسين اعتماد الدوله فرستاده بودند . چون ميرزاى مشار اليه از اين مقدمه اطلاع يافته ، بسيار دلگير و آشفته گرديده به خدمت حضرت ظل اللهى آمده عرض نمود كه شما به دولت و اقبال پادشاه و رواج دهندهء مذهب اثنى عشريه - ايد و صدر شيعهء اثنى عشرى را امير خان تركمان بىايمان بىسبب به قتل آورده ، بايد او را طلب فرموده به حقيقت رسيد . هر گاه سيد محمد تقصيرى كرده ، به جزاى عمل خود گرفتار گرديده و الا به حكم خداوند و حضرت رسول ( ص ) امير خان را مقرر داريد كه به دست فرزندان سيد محمد داده او را به قتل آورند كه عبرت ديگران بندگان درگاه گردد و ديگر عرض نمود كه بايد ولايت هرات را به مرد كاردانى شفقت فرمائيد كه از تاخت اوزبك ، مردم آن ولايت محفوظ باشند . پس آن حضرت فرمود كه به هر كس كه تجويز مىكنيد شفقت خواهيم - فرمود .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به پاورقى صفحهء قبل .