نواب كامياب سپرده كه به عيش و عشرت مشغول گرديدند « 1 » . و بعد از دو ماه منوچهر خان عريضهاى به خدمت نواب گيتى ستان نوشته بود كه الوند خان ، غدرى نسبت به اين غلام نموده بلكه ارادهء قتل آوردن دارد . چون واجب دانست عرض نمود .
آن حضرت فرمود كه نواب همايون ما در خاطر داشت كه الوند خان را با سپاه گرجى قتل عام فرمايد ، نهايت از راه مروت تقصير او را به عفو اغماض فرموده او را مرخص فرموديم ، باز ارادهء بىادبى نموده آن كافر در خون خود سعى دارد و چون سيد صالح « 2 » جد ما جد نواب همايون ما را بگرات خان به قتل آورده كه در اين وقت مىبايد به خون آن سيد شهيد انتقام از اين بىدينان كشيده شود . پس ، از شيروان كوچ فرموده با جاه و جلال به ولايت تركم نزول اجلال فرموده مقرر نموده كه تمام گرجيان را قتل عام نمايند . و الوند خان فرار نموده به طرف باشآچوق روانه گرديد و حضرت ظل اللهى بعد از قتل عام سپاه گرجى كه خاطر مبارك از آن سرحد جمع نموده ، از آنجا كوچ فرموده به ارادهء ولايت سلطانيه حركت فرمودند .
ذكر آمدن جانى بيگ سلطان اوزبك بر سر قلعهء بلخ و جنگ او با كپك - سلطان و شكست يافتن سپاه اوزبك و آمدن عبيد خان بر سر قلعهء هرات و بىنيل مقصود مراجعت كردن و كشتن « 3 » اميرخان تركمان بيگلر بيگى هرات امير محمد صدر را و معزول شدن و فرستادن حضرت ظل اللهى دورمش خان را به جنگ هرات گويد
اما چون اخبارات اراجيف از عراق به ولايت تركستان به سمع جانى بيگ -
هامش
( 1 ) - اين وصلت در سال 929 بوده است . ر ك حبيب السير . ص 599 .
( 2 ) - اصل : صالح الدين رشيد .
( 3 ) - اصل : كشته شدن .