تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
نموده به جانب ولايت خود روانه گرديد . و ديو سلطان يك ماه در تفليس توقف نموده بود كه خبر رسيد كه كوچ خانهء شما كه در بلخ بوده و محمدى خان ولد على شكر خان به كابل برده بود ؛ بابر پادشاه فرستاده كوچ خانهء شما را به قراباغ برده‌اند . پس چون ديو سلطان آرزوى ديدن فرزندان داشته ، از خدمت منوچهر - خان مرخص گرديده چون به خدمت حضرت ظل اللهى مشرف گرديده بود ؛ آن حضرت فرمودند كه سبب از آمدن چه بوده ؟ ديو سلطان سبب آمدن خود را به عرض رسانيده ، آن حضرت ديو سلطان را مرخص خانه رفتن فرمودند . اما چون ديو سلطان از تفليس بيرون آمده روانهء قراباغ گرديد ؛ الوند خان مىخواست كه منوچهر خان را به تدبير به دست آورد . پس كس به نزد منوچهر خان فرستاد كه شما مرد عاقلى [ 412 ] بوديد ؛ سبب چه بود كه با شيخ اغلى بيعت نموده مسلمان شديد ؛ نهايت من از دين هيچ برنخواهم گشت نهايت هر گاه شما التماس ما را به خدمت شيخ اغلى بنويسيد كه از تقصير ما گذشته اين ولايت را به ما واگذارد ، بد نخواهد بود . منوچهر خان در جواب گفت كه هر گاه الوند خان خواسته باشد كه من التماس او را به خدمت حضرت ظل اللهى عرض نمايم ، بايد اين جا بيايد كه همديگر را ديده مطلب او عرض شود . و چون جواب منوچهر خان به الوند خان رسيد ؛ سپاه برداشته روانه گرديد . چون نزديك قلعهء تفليس رسيده بود ، منوچهر خان او را استقبال نموده به اعزاز او را آورده داخل خانهء خود گرديد و بعد از گفتگوها كه در ميان گذشته بود ، چون طعام به مجلس آوردند كه الوند خان اشاره به كسان خود نمود كه بر سر منوچهر - خان ريخته او را گرفته و دست بستند . و الوند خان اراده نمود كه منوچهر خان را