تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
سراسيمه شده با خود گفت كه مىترسم ناموس از دست برود . پس احوال پرسيد كه آيا در اين حوالى هيچ قلعهء محكمى باشد كه اهل خانه را با خزانه به آنجا فرستيم ؟ ريش سفيدان گفتند كه در سه روزهء راه قلعه‌اى هست كه او را زمات مىگويند . هر گاه آن قلعه به تدبيرى گرفته شود كارها نيكو خواهد شد . پس غزالى اغلى گفت كه تدبير بايد كردن . چند نفر از كاردانان گفتند كه ما چند نفر به رسم تجارت خود را به آن قلعه خواهيم رسانيد شما در كمين بوده باشيد . پس آن چند نفر به جانب قلعه روانه گرديد از قضا تير مراد ايشان بر هدف مدعا خورده قلعه را به اندك زمانى تصرف نموده و غزالى اغلى با سپاه به قلعه رفته و حاكم آن قلعه را با سيصد نفر بيرون كرده و كوچ و اموال خود را در قلعه جاى داده نزول نمودند . چون خبر آمدن غزالى اغلى به قلعهء زمات به رمضان اغلى رسيد ؛ چهل هزار نفر برداشته به جانب قلعهء زمات روانه گرديد و غزالى اغلى سپاه برداشته ده فرسخ به استقبال بيرون آمده با سپاه خود گفت كه سبب از قلعه دور شدن اين است كه شما به اميد قلعه نباشيد و دانيد كه مردانه جنگ بايد كردن و جنگ گاه ما همين جا خواهد بود . پس خير الدين ثانى و رمضان اغلى نيز به آنجا رسيده احوال سپاه را پرسيدند . گفتند كه غزالى اغليست كه به جنگ آمده . ايشان گفتند كه كوچ خود را به قلعهء زمات برده‌اند كه هر گاه شكستى بر ايشان واقع شود ، ناموس ايشان به دست ديگران نيفتد . پس فرود آمده نزول نمودند و رقم استمالت خواندگار را هر يك عليحده به خدمت غزالى اغلى فرستادند قبول نكرده آخر كار به جنگ و جدال انجاميده ، غزالى اغلى با دوازده هزار عرب به دو سوار خود را در ميان سپاه روم انداخته و در اندك ساعتى هجده هزار نفر ايشان را به قتل آورده و رمضان اغلى را دستگير نموده [ 398 ] و خير الدين زخم‌دار گرديده با تتمهء سپاه فرار نموده بدر