نيز تيغ به رومى گذاشته اكثرى از ايشان را به قتل آورده بودند . روز به آخر رسيده غزالى اغلى به قلعه آمده و در قلعه را محكم بسته به قلعهدارى درآمده بود .
بعد از آن فرهاد پاشا گفت كه امروز سپاه ذوالقدر بيشتر از عرب مردم روم را به قتل آوردهاند . و ذوالقدر پاشا گفت كه اين حرفهاى كودكانه است و ما يارى رافضيان نخواهيم كرد .
اما روز ديگر باز سپاه روم روى به قلعه گذاشته يورش به قلعه انداخته بودند و غزالى اغلى نيز ارادهء بيرون آمدن كرده بود ، كه ريش سفيدان عرب او را مانع شده نگذاشتند و بسيارى از رومى را نيز به تفنگ هلاك نموده بعد از آن از قلعه بيرون آمده روى به سپاه روم گذاشتند و جنگ مردانه كرده و در ميان سپاه روم غوطهور گرديده به طرف سپاه ذوالقدر پاشا روانه شده ، اما مردم ذوالقدر امروز نتوانستند كه رومى را به قتل آورند و از غزالى اغلى نيز خاطر جمع داشته كه البته با سپاه ايشان كارى نخواهند داشت كه غزالى اغلى در ميان سپاه ايشان برآمده قريب هفت هزار به قتل آورده و خير الدين ثانى را زخمدار گردانيده و با آن زخم - دارى به تخت روان نشسته با سپاه روانهء حلب گرديد و غزالى اغلى دست از جنگ برداشته داخل قلعه گرديد و فرهاد پاشا عريضهاى به خدمت خواندگار در باب جنگ و شكست نوشته و قيد نموده كه باعث اين شكست ذوالقدر پاشا شده و آن چه گذشته بود عرض نمود .
اما غزالى اغلى به قلعه آمده و اوضاع سپاه و كمى آذوقه را مشاهده نموده با خود گفت كه هر گاه اوجاق شيخ صفى بر حق است و آن چه مردم نسبت به آن اوجاق مىگويند راست است ، سپاه روم سه روز ديگر در آن جا نخواهند بود . سبب اين كه اين ولايت روم است و ما ملجأ و پناهى نداريم سواى ذات پاك الهى و اوجاق حضرت امير المؤمنين ( ع ) . [ 400 ] پس سپاه روم بعد از سه روز به قدرت حضرت آفريدگار واهمه بر ايشان غالب گرديده بىسبب ظاهرا كوچ كرده روانه گرديدند .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 588
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٥٨٨