تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
مشاهده كرده ، امير تيمور دست ارادت بر دامن او زده خود را از چاكران آن حضرت گردانيده التماس نموده بود كه مرشد خدمتى به اين غلام بفرمايند . آن حضرت قبول نكرده بعد از التماس بسيار فرمودند كه اسيران روم را با سلطان - انس بايد دست برداريد . پس امير تيمور ايشان را به خدمت آن حضرت فرستاده آن حضرت ايشان را از بندگى آزاد كرده روانه نموده . پس پدران ما حلقهء غلامى آن حضرت را در گوش كشيده بعد از آن نسلا بعد نسل ، وصيت به فرزندان خود كرده و مىكنند كه دست از دامن اين سلسلهء عليه برمداريد كه روسفيدى دنيا و آخرت خواهد بود . و ما همگى صوفىزادگان اين سلسلهء عالى مرتبه‌ايم . پس غزالى اغلى گفت كه چه بايد گفتن « 1 » كه ما نيز از جملهء صوفيان شويم ؟ ايشان گفتند كه اوّلا تولّى به اهل بيت پيغمبر بايد كرد . غزالى اغلى گفت [ آنان ] كه دشمنان اهل [ بيت ] رسول خدا بوده‌اند كدامند ؟ . بزرگان عرب گفتند كه ابو بكر و عمر و عثمان عليهم اللعنه‌اند . « 2 » پس غزالى اغلى لعن بر اعداى دين كرده و دست توكل بر حبل المتين ائمهء معصومين زده فرمود كه تاج دوخته ، خواست كه بر سر گذارد بزرگان عرب گفتند كه به اين قسم خواندگار نخواهد گذاشتن كه ما به جانب ايران برويم بايد كوچ نموده خود را به ديار بكر كه ولايت قزلباش است رسانيد و بعد از آن اختيار داريد ! غزالى - اغلى قبول نموده به تدارك رفتن مشغول گرديدند . اما خواندگار جاسوس تعيين نموده بود كه هر وقت غزالى [ اغلى ] ارادهء حركت نمايد ، او را خبر نمايند ، كه در اين وقت جاسوس از حركت ايشان واقف گرديد ، خود را به خدمت خواندگار رسانيده از حركت غزالى اغلى اعلام نمود . پس خواندگار رقم‌ها به امراى آن سرحد نوشته بود كه غزالى اغلى را منع نموده و به وعده‌هاى نواب ما اميدوار سازند و الا سپاه او را به قتل آورده او را گرفته
هامش
( 1 ) - اصل : گفتند . ( 2 ) - اين سخن حاكى از تعصب مؤلف است .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 583 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب