تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
باشيد كه نواب همايون ما از عقب رقم اشرف روانهء آن سمت خواهد بود . و بعد از آن هجده هزار نفر كه در آن وقت در ركاب ظفر انتساب حاضر بودند ، آن حضرت با جاه و جلال كوچ فرموده روانه گرديدند . اما سلطان سليمان و غزالى با سپاه روم چون به حوالى قلعهء آذربايجان رسيده بودند ، كه صوفيان خليفه كس به خدمت ديو سلطان فرستاده بود كه چه مى - فرمائيد ؟ او در جواب نوشت كه قلعه را خالى نموده كوچ و بنه را برداشته روانهء ديار بكر شويد كه مصلحت دولت شما را در آن مىدانم . پس صوفيان قلعه را خالى نموده كوچ برداشته آمده داخل ديار بكر گرديدند و غزالى با سپاه آمده قلعه را متصرف گرديده و از آن جا آمده قلعهء فرتوت « 1 » را نيز گرفته . القصه به هر قلعه‌اى كه مىرسيدند ، حكام قزلباش به فرمودهء حضرت ظل اللهى ، قلعه را واگذاشته به ديار - بكر جمع مىشدند و سلطان سليمان « 2 » و غزالى متصرف شده عريضهء فتح به خدمت خواندگار مىفرستادند و خواندگار اراده نموده بودند كه پاشايان به جهت قلعه‌ها تعيين نمايد ، كه غزالى عرض نموده بود كه تا ولايت و قلعهء ديار بكر را مسخر نكنيم ؛ حاكم تعيين نمودن صورت ندارد . اما چون به جانب قراحميد رسيده بودند ، احمد سلطان كس به خدمت ديو سلطان فرستاده ارادهء جنگ داشت . ديو سلطان جواب فرستاده كه نواب ظل اللهى مقرر نموده كه تا مادام كه نواب همايون ما با جاه و جلال وارد نشوم ، جنگ مكنيد . هر گاه شما امر مرشد كامل را نمىشنويد صاحب اختياريد ! پس احمد سلطان لا علاج شده قلعه را خالى نموده [ 392 ] به ديار بكر آمدند و غزالى با سلطان سليمان آمده قلعهء قراحميد را نيز تصرف كردند . القصه چهل و دو قلعه كه در تصرف امراى قزلباش بود ، بىجنگ و جدال خالى نموده رومى متصرف گرديدند .
هامش
( 1 ) - ظ : خرپوت . ( 2 ) - اصل : سليم .