ذكر رفتن غزالى به اتفاق سلطان سليمان و جنگ ايشان با نورعلى خليفه و كشته شدن نورعلى خليفه « 1 » به دست سپاه روم و مقدماتى كه در آن ايام روى نمود
اما چون غزالى به اتفاق سليمان و سپاه روم حركت نموده و جانب آذربايجان روانه گرديدند ؛ جاسوس خبر حركت نمودن ايشان را آورده به خدمت نورعلى خليفه عرض نموده بود و نورعلى خليفه صد نفر انتخاب نموده و صوفيان خليفه را نايب و جانشين خود كرده و فرمود كه دختر خود را به تو نامزد كردهام و هر گاه من در اين جنگ كشته و گرفتار گردم ، در جانشينى مردانه بوده باشيد . پس وصيتها كرده و و سپاه برداشته روانه گرديد . بيست منزل راه رفته بود كه به غزالى و سلطان سليمان « 2 » رسيده و در ميانهء ايشان جنگ عظيمى واقع شده و غزالى تعجب نموده گفت كه من در اين مدت مردى به مردانگى اين قزلباش نديدهام و در حين گير و دار پاى اسب خليفه از پيش بدر رفت . رومى خود را به او رسانيده و زخم كارئى به او زده و از اسب در غلطيد ، كه در آن وقت غزالى رسيده آن رومى را به قتل آورده بر سر نورعلى آمده و سر او را بر دامن گذاشته گفت كه اى مرد مردانه چه آرزوى و چه مطلب دارى بگو كه به جان منت داشته به عمل آورم .
نورعلى خليفه گفت كه اشتياق جنگ شما را داشتم الحمد للّه كه شهادت يافتم و صد حيف كه جنگ شما را با مرشد كامل نديده آرزوى به خاك بردم . اما وصيت مىكنم كه بر سر قلعه مرويد كه هر گاه سپاه روم شما را ببرند از راه مردانگى با ايشان جنگ نكرده بگذاريد كه از قلعه بيرون رفته به خدمت نواب ظل اللهى روانه شوند . پس غزالى وصيت قبول نموده نورعلى نيز جان پاك تسليم كرده . پس غزالى تأسف بسيار خورده فرمود كه مردم خليفه نعش او را برداشته به جانب آذربايجان
هامش
( 1 ) - نورعلى خليفه در جمادى الآخر سال 921 كشته شده است . ( ر ك : چند مقالهء تاريخى . ص 82 ) .
( 2 ) - اصل : سليم .