نخواهيم كرد .
پس خواندگار با سپاه روم آمده در پاى قلعهء درنا فرود آمده و روز ديگر دو كلمهاى نوشته به ايلچى داده به خدمت علاء الدوله فرستاد [ 382 ] و ايلچى آمده داخل بارگاه علاء الدوله شده بعد از كرنش ، نامهء خواندگار تسليم نموده نوشته - بود كه :
بر راى پدر عزيز سلطان علاء الدوله مخفى نماناد كه در اين عرض مدت آن ستمها كه در حق والد بزرگوار ما كرده بوديد و هر ساله هشتاد هزار تومان زر نقد از او به عنوان باج گرفته بوديد ؛ با وصف اين ستمها چون نواب ما شنيد كه شيخ اغلى با شما جنگ كرده و نه پسر شما را به قتل آورده ، نواب « 1 » ما به تدارك احوال شما درآمده و سپاه بىحد برداشته و در صحراى چالدران با شيخ اغلى جنگ كرده و او را شكست داده . به جزاى عملى كه با شما كرده بود گرفتار گرديده و در وقت مراجعت جمعى با نواب ما گفته بودند كه بايد بر سر علاء الدوله رفته انتقام قديمى از او كشيده شود . نواب ما فرموديم كه او حال پير شده و با ما يك مذهب دارد و قزلباش او را مستأصل كردهاند . پس بنا به ريش سفيد « 2 » ؛ شما را وا - گذاشته به جانب اسكويه « 3 » روانه گرديده مقرر فرموده بوديم كه آذوقهء چندين ساله به جهت روم خريدارى نمايند كه بعد از مراجعت سفر ولايت فرنگ تمام ولايت ايران را مسخر نموده شيخ اغلى را جلاى وطن نمائيم . شما بىتوجهى كرده بر سر آذوقه آمده آن چه توانستيد حمل و نقل نموديد و باقى را به آتش زده سوختيد . هرگز نعمت حق تعالى را كسى نسوخته ، به هر حال خود نيز به كردهء خود منفعل خواهيد بود . طريقه آن كه در اين وقت كه نواب ما به اقبال دولت به اين سمت آمده ، بايد آن چه در اين مدت از والد ما گرفتهايد از نقد و جنس ، تمامى را به خدمت نواب ما ارسال دارند ، و آن چه از آذوقه حمل و نقل
هامش
( 1 ) - اصل : بنواب .
( 2 ) - يعنى به خاطر ريش سفيد تو .
( 3 ) - اصل اشكويد .