از اين حكايت خبردار گرديد سراسيمه شده خواست كه از عقب خليفه روانه گردد ، كه سپاه روم مانع شده نگذاشتند . پس مصطفى پاشا لاعلاج شده از ترس خواندگار آذوقه خريدارى نموده . آذوقهء الى غير نهايت خريده در انبارها كرده و در كار خريدن بود .
اما چون نورعلى خليفه آن دو خزانه كه به قدر سيصد هزار تومان بود به آذربايجان آورده به خدمت حضرت ظل اللهى فرستاده ، آن حضرت نيز خلعت پادشاهانه به جهت خليفه ارسال فرمود .
چون خبر خزانه آوردن خليفه به علاء الدولهء ذوالقدر رسيد ، طمع او نيز به حركت آمده فرمود كه منجمان در اصطرلاب ببينند كه آيا ما مىتوانيم آذوقه و خزانه از دست مصطفى پاشا گرفتن و الا اين حركت را نكنيم .
منجمان بعد از ملاحظه گفتند كه بلى شما آذوقه خواهيد گرفت و مصطفى - پاشا را به قتل خواهيد آورد و خواندگار روم به جنگ شما خواهد آمد و اگر هم نرويد و ديگر قزلباش را با شما كارى نيست و نخواهد بود و جنگ شما با روميان خواهد بود .
علاء الدوله گفت كه خواندگار روم ! پدر او كه هر سال باج و خراج به من مىداد با من جنگ خواهد كرد ! فرمود كه چهار هزار قطار سركار او را بر - داشته و با هشتاد هزار نفر ذو القدر كه هر يك ده قطار و بيست قطار شتر داشتند برداشته روانهء آماسيه گرديد . چون به نزديك حصار رسيد شب بوده و پنج هزار از سپاه روم دور حصار را گرفته كشيك مىداشتند ، كه علاء الدوله فرمود كه تمام ايشان را به قتل آورده و سپاه ذو القدر بر سر انبارهاى آذوقه ريخته و تمام شتران را بار كرده روانه نمودند . چون صبح شد مصطفى پاشا از آمدن علاء الدوله خبردار گرديده با بيست هزار نفر از سپاه روم به جنگ آمده و جنگ مغلوبه گرديده و جمعى كثيرى را از سپاه روم به قتل آورده و مصطفى پاشا نيز به قتل آمده و خزانه
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 558
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٥٥٨