كه به جا مانده بود علاء الدوله متصرف شده بود و فرمود كه انبارهاى آذوقه را آتش زده مراجعت كردند . اما بعد از سوختن بسيار از آذوقه و رفتن علاء الدوله مردم شهر جمعيت نموده آتش را خاموش كردند آن قدر آذوقه مانده بود كه پنج شش ماه تمام سپاه روم را كفاف مىكرد . سبب آن كه خواندگار فرموده بود كه اين قدر آذوقه تدارك نمائيد كه هفت سال كه ما در يساق و سفر ايران بوده باشيم سپاه ما ديگر محتاج « 1 » به آذوقهء ايران نداشته باشند . الحمد للّه كه آرزويش به عمل نيامد .
ذكر خبر يافتن خواندگار از بردن خزانه و آتش زدن آذوقه را علاء الدولهء ذو القدر و كشته شدن مصطفى پاشا به دست ذو القدران و آمدن خواندگار به جنگ « 2 » علاء الدوله و كشته شدن علاء الدوله [ 381 ] به دست سپاه روم و سوانحى كه در آن ولا به منصهء ظهور پيوست « 3 »
اما چون خبر بردن خزانه كه نورعلى خليفه برده بود به خواندگار رسيد ، فرمود كه آذوقه به جاى باشد ؛ كار خزانه سهل است . باز خزانه ببرند و آذوقه خريدارى نمايند ، كه عرض نمودند كه مصطفى پاشا به آن چه خزانه از خود داشته آذوقه گرفته و قرض بسيارى كرده و در كار آذوقه خريدنست . و بعد از چند وقت عريضهء مصطفى پاشا به خدمت خواندگار رسيد كه آذوقهء پنج سالهء سپاه روم خريدارى كرده در انبارها ضبط نمودم ، هر گاه حضرت خواندگار ارادهء جنگ قزلباش داشته باشد ، تشريف بياورند كه آن چه نورعلى خليفه كرده است ، تلافى آن به شيخ اغلى كرده شود .
هامش
( 1 ) - به جاى « احتياج » به كار برده است .
( 2 ) - اصل : بدست .
( 3 ) - از وقايع سال 921 .
( ر ك : چند مقالهء تاريخى . ص 35 و 82 ) .