بيگى مشهد مقدس را به پسند سلطان عنايت كرده ، يوزباشىگرى را به برادر او شفقت فرموده و بعد از چند وقت ديگر از سلطانيه با جاه و جلال كوچ فرموده به دار السلطنهء تبريز نزول اجلال فرمودند .
اما چون محمد زمان ميرزا فرار نموده بود و در خراسان و هيچ مكان اسم خود را آشكار نمىتوانست نمود كه مبادا او را گرفته به خدمت زينل خان فرستند ، به جانب غرجستان روانه گرديد و اردوان نامى از مردم فيروزكوه ، در اول خروج حضرت ظل اللهى و جنگ حسين كياى چلاوى او فرار نموده با چند نفر [ 377 ] به غرجستان رفته در ميان كوهها به جهت خود مكانى محكم كرده نشستند . اما چون ديو سلطان ، ملك نظام الدين حاكم غرجستان را كشته بود و كسى در آنجا نبود ؛ اردوان از كوه به زير آمده غرجستان را به تصرف درآورده ، نام او را اردوان شاه مىگفتند . اما مىدانست كه قوت پادشاهى در او نيست ، چون در اين وقت محمد - زمان ميرزا به غرجستان رسيده ارادهء رفتن به خدمت بابر پادشاه داشتند ، كه اردوان - شاه به خدمت او رسيده و ميرزا ، احوالات را گفته ، اردوان شاه گفت كه محتاج رفتن به كابل نيست . در همين جا تشريف داشته باشيد و در اينجا هفت هزار كس هستند و ايام فرصت بندگى نموده هرات را خواهيم گرفت و از آنجا مرتبه به مرتبه پيشتر خواهيم رفت .
پس محمد زمان ميرزا ، در غرجستان مانده در اندك وقتى ، قريب ده هزار نفر بر سر او نيز جمعيت نموده پس محمد زمان ميرزا به اتفاق اردوان شاه ، قريب ده هزار كس برداشته به تسخير ولايت هرات روانه گرديدند ، كه خبر به زينل خان شاملو للهء نواب شاه طهماسب رسيده و او به جهت خبرهاى موحش در قلعه را بسته در تدارك قلعهدارى نشسته بود ، كه محمد زمان ميرزا با سپاه آمده دور قلعه را فرو گرفته ، هر چند سعى و جنگ و يورش به قلعه انداختند ، كارى نساختند .
اما در آن وقت ديو سلطان در حوالى هرات رسيده ، چون خبر آمدن محمد -
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 553
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٥٥٣