شفقت فرمائيد .
چون عريضه خوانده شد ، نواب همايون ظل اللهى فرمودند محمد زمان ميرزا ، نواب همايون ما [ را ] مشت خس و خاشاك حساب كرده . پس فرمودند كه خلعت جهت پسند بيگ ارسال نمايند . چون خلعت به پسند بيگ رسيد ؛ پير غيبخان گفت كه هر گاه به اندك خدمتى مرشد كامل خلعت به ما شفقت فرمايد ؛ اگر خدمتى بيشتر از اين كرده شود ؛ البته شفقتهاى گوناگون خواهند فرمود . حال بايد به جانب استراباد ايلغار نمود ، چون مردم آنجا تمام شيعهء اثنى عشريهاند ، شايد كه توانيم محمد زمان ميرزا را دستگير نموده ، به خدمت مرشد كامل روانه سازيم .
پس پير غيبخان با دوازده هزار و هفتصد نفر از سپاه قزلباش از فيروزكوه ايلغار نموده ، در شب سيم خود را به استراباد رسانيده ، در آن شب صداى كرناى قزلباشى را بلند نموده ، چون محمد زمان ميرزا آن صدا را شنيد ؛ سراسيمه گرديده ، تا سپاه تركمانان خواستند كه از جاى بدر آيد ، كه سپاه شير شكار قزلباش ، چهار هزار نفر آن تركمانان را به قتل آوردند . محمد زمان ميرزا لاعلاج شده با هزار نفر فرار نموده كه شايد تواند خود را به هرات رساند . چون قدرى راه آمده بود ، كه خواجه مظفر توپچى با هزار نفر به او رسيده ، جنگ درپيوسته ، كه پسند بيگ نيز با سپاه خود از عقب رسيده و شمشير بر تركمان گذاشته چنان كه آن هزار نفر را به قتل آورده ، محمد زمان ميرزا با دو نفر ديگر بر اسبهاى كتل سوار شده و از ميان بدر رفته فرار نمودند . پس پسند بيگ سرهاى تركمانان [ را ] برداشته مراجعت نموده داخل قلعهء بخارا و استراباد گرديدند . و بعد از چند روز پير غيب را در استراباد گذاشته ، خود تمامى سرهاى تركمانان [ را ] برداشته روانهء درگاه معلى گرديد . چون به خدمت حضرت ظل اللهى رسيد و به پابوس مشرف گرديده و آنچه گذشته بود به عرض رسانيد و سرهاى تركمانان را از نظر آفتاب اثر گذرانيده آن حضرت او را پسند سلطان نام فرمود و خلعتى به جهت پير غيب شفقت فرموده ، و بيگلر -
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 552
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٥٥٢