تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
بد عهد ، حركت نمايند . پس از تبريز حركت نموده با جاه و جلال به سلطانيه تشريف آورده ، پسند بيگ يوزباشى را چرخچىگرى شفقت فرموده با هفت صد نفر او را روانهء استراباد نموده ، اما فرمودند كه چون پير غيب خان در دامغان و سمنان مىباشد ؟ او را برداشته از آن‌جا به فيروز كوه رفته توقف نمايند ، تا آمدن نواب همايون ما . پس پسند بيگ يوزباشى پاىبوس نموده روانه شد . چون به ولايت خوار « 1 » رسيد ؛ در ميان دره ، پياده‌اى را ديد و چون آن پياده سپاه قزلباش را ديده بود ، دانست كه قزلباش است مراجعت كرده بود . پسند بيگ فرمود كه او را گرفته آوردند . از او احوال پرسيد ؛ مزخرف گفت . پسند بيگ فرمود كه راست بگو و الا تو را بقتل خواهم آورد و شمشير كشيده خواست كه بر فرق او فرود آورد ، كه آن پياده گفت كه مرا مكشيد كه راست عرض خواهم نمود . گفت من جاسوس محمد زمان ميرزايم و به جانب استنبول به نزد بديع الزمان ميرزا مىروم و عريضه‌اى محمد زمان ميرزا به پدر خود نوشته كه برده به او داده جواب گرفته مراجعت نمايم . پسند بنگ آن پياده را با عريضه به خدمت حضرت ظل اللهى فرستاده خود روانهء مقصد گرديد . اما چون عريضهء محمد زمان ميرزا به نظر كيميا اثر رسانيدند نوشته بود كه : بنده از توجه ابوىام و حضرت خواندگار ولايت استراباد را به تصرف درآورده‌ام و ارادهء ولايت خراسان را دارم ، هر گاه حضرت خواندگار شفقت فرمايند و از راه شيروان تشريف آورده آن ولايت را مسخر نموده و از راه بيابان يا دريا به استراباد بيايند ؛ چون شيخ اغلى در آذربايجان مىباشد ، احتمال دارد كه اين مشت خس و خاشاك را از سر راه برداشته ، تمام ولايت [ 376 ] ايران را به تصرف « 2 » درآورده ، ولايت خراسان را كه ملك موروثى بندگان است ، به ما « 3 »
هامش
( 1 ) - اصل : خار . ( 2 ) - اصل : درآمده . ( 3 ) - اصل : شما .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 551 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب