چون عريضهء چلبى را به نظر كيميا اثر رسانيدند ، نواب كامياب غلط آن نمك - به حرام را به نظر درنياورده و تقصير او را بنابر خدمت سابقه ، عفو و اغماض فرموده ، رقم ايالت آن قلعه و تابين بودن قراخان را نوشته به جهت احمد چلبى ارسال فرمود .
اما چون خواندگار دانست كه حضرت ظل اللهى از عقب او با جاه و جلال روانه است ، در هيچ جا ايست نكرده به طرف آماسيه روانه گرديد و نواب كامياب چون دانست كه خواندگار به جانب آماسيه رفته از آنجا مراجعت كرده به جانب تبريز روانه گرديده و خلعت عروسى و رقم مبارك به جهت قراخان فرستاد .
اما چون خواندگار به آماسيه رسيده ، چهار خزانه به مصطفى پاشا داده كه آذوقهء بسيار خريدارى نمايد كه در اول بهار روانهء ولايت ايران خواهيم بود ، و از آنجا كوچ فرموده روانهء استنبول گرديد .
و اما قراخان شروع در عروسى نموده ، كس به طلب احمد چلبى به قلعهء كمات فرستاده او عذر خواست كه در اين وقت به خدمت نمىتوانم آمد . پس قراخان عروسى را تمام كرده و چهار هزار قزلباش را خلعت داده كه برآورد آن خلعتها سى هزار تومان مىشد . بعد از آن مىخواست كه احمد چلبى را به دست آورد ، باز كس فرستاده احمد چلبى را طلب نموده ، او دانست كه ديگر قراخان عذر نخواهد - شنيد ؛ [ 371 ] پس كس به خدمت مصطفى پاشا فرستاد كه قلعهء كمات نسبت به ملازمان حضرت خواندگار دارد ؛ قراخان رافضى آزار من مىكند ، به زودى روانهء اين صوب شويد كه قلعه را به تصرف شما خواهم دادن .
پس مصطفى پاشا اين خبر شنيده بود ، افسرانديش پاشا را سردار نموده با روبال فرنگى و پسر خود گوزل پاشا را با ده هزار نفر از سپاه روم بجانب قلعهء كمات فرستاده ؛ ايشان آمده داخل قلعه گرديدند .
اما چون اين خبرها به قراخان رسيد ، بىدماغ شده ، سپاه احمد سلطان قاجار را طلب فرموده و سپاه خود را برداشته روانه گرديد . و چون به پاى قلعهء كمات
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 544
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٥٤٤