پس از برج به زير آمده محمد چلبى گفت كه اى ياران فكرى بايد كردن كه امشب خواندگار را داخل قلعه كنيم كه فرصت از دست خواهد رفت . يكى گفت خانهء من در كنار برج واقع است و مىتوان كه ديوار حصار را سوراخ كردن . پس تمامى ايشان به خانهء آن مرد رفته ديوار حصار را در آن شب سوراخ كرده خبر به جهت فتح اللّه پاشا و شريف پاشا فرستاده و ايشان از كمين داخل گرديده بودند ، كه يكى از كدخدايان كه شيعهء اثنى عشرى بوده به خدمت قراخان رفته و تمامى حكايت و آمدن پاشايان را عرض نموده ، قراخان سراسيمه گرديده جمعيت نموده خود را به دهنهء سوراخ رسانيده و جنگ در پيوست و از بالاى حصار نيز به تير و تفنگ بر سر ريخته قريب دو هزار نفر از سپاه رومى را به قتل آورده و دهنه را از دست رومى گرفته و آن صد نفر را كه باعث اين فتنه شده بودند به قتل آورده و سرهاى ايشان را از برج قلعه آويخته به قلعهدارى نشستند .
چون خواندگار اين مردانگى را از قراخان ديده ، كس به تعجيل فرستاده كه به زودى توپخانه را بياورند . و قراخان نيز عريضهاى در باب توپخانه آوردن خواندگار و فتح نمودن با فتح اللّه پاشا نوشته به خدمت نواب اشرف فرستاده عرض نموده بود كه بايد با جاه و جلال تشريف شريف ارزانى دارند كه بنده تاب مقاومت خواندگار ندارم .
اما نواب ظل اللهى به آن دره كه قراخان جنگ با رومى كرده بود و از سر - هاى ايشان كلهمنار ساخته نزول فرموده بود و آن منارها را مشاهده نموده ، بعد از احوال پرسيدن ، تحسين قراخان نموده با فتح و فيروزى روانه گرديده ، كه عريضهء قراخان رسيده ، بعد از مطالعهء بسيار « 1 » به ايلغار روانه گرديده .
اما توپخانهء سركار خواندگار به پاى قلعه رسيده ، فرمودند كه توپهاى بزرگ و كوچك تمامى را به قلعه بسته كه خالى نمايند ، كه در آن وقت نواب ظل -
هامش
( 1 ) - ظ : به ايلغار بسيار .