تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
رسيده بود ، گوزل‌پاشا پسر مصطفى پاشا با ده هزار كس از قلعه بيرون آمده و در ميانهء قراخان و سپاه روم جنگ درپيوسته در اندك ساعتى قراخان با سپاه شير شكار قزلباش پنج هزار كس ايشان را بقتل آورده ، گوزل‌پاشا و سرداران با باقى سپاه روم فرار نموده روانهء آماسيه گرديده ، آن چه گذشته بود به خدمت مصطفى پاشا عرض نموده - بود و قراخان با سپاه دور قلعه را گرفته نشستند . پس مصطفى پاشا باز سرداران را با پانزده هزار نفر فرستاده و خود نيز با پانزده هزار نفر از عقب روانه گرديد . چون اين خبر به احمد چلبى رسيد ، كس به خدمت قراخان فرستاد كه از پاى قلعه عقب نشيند كه ارادهء جنگ شما داريم . احمد سلطان قاجار گفت كه البته از براى او كومك خواهد آمد كه اين چنين پيغامى فرستاده ، پس قراخان با سپاه به عقب نشسته كه مصطفى پاشا با سرداران و سى هزار نفر سپاه رومى رسيده ، احمد چلبى به استقبال بيرون آمده در پاى قلعه فرود آمده ، كس به خدمت قراخان فرستاده كه احمد چلبى غلام نواب خواندگار است ، شما به چه سبب با او جنگ مىنمائيد ؟ به هر حال هر گاه شرط مىكنيد كه من بعد شما را با او كارى و جنگى نبوده باشد ؛ صلح خواهيم كرد و الا آمادهء جنگ بوده باشيد . قراخان فرمودند كه احمد چلبى يكى از ملازمهاى خان محمد خان بوده است و در اين وقت نمك بحرامى كرده ، مىخواهم او را سياست كنم كه عبرت ديگران گردد . به هر تقدير جواب به جنگ گفته بود . اما در شب نورعلى خليفه با چهار هزار نفر از طرف آذربايجان آمده داخل اردوى قراخان گرديد و از آمدن او سپاه قزلباش مسرور شده بودند و نواب ظل - اللهى ، شبى در آذربايجان به خواب ديد كه شخصى به آن حضرت فرمودند كه بايد روانهء ديار بكر گرديد و هر گاه تغافل نمائيد كار بر سپاه قزلباش دشوار خواهد شد . پس آن حضرت على الصباح با جاه و جلال به ايلغار روانه گرديده بود و كس به نزد