آورده و مصطفىپاشا با باقى سپاه فرار نمودند و به جانب آماسيه روانه گرديدند و تمامى اموال و اسباب ايشان را نواب ظل اللهى به سپاه ظفرپناه قزلباش بخشيده و با فتح و فيروزى داخل قلعه گرديده ، مقرر فرمود كه احمد چلبى را بند از بند جدا نموده و در برجهاى قلعه آويختند و چند روز در آن قلعه نزول اجلال داشته حكومت قلعهء كمات را به سليمان بيگ بنى عم قراخان شفقت فرموده و از آنجا با جاه و جلال به ديار بكر تشريف آورده ، عبد اللّه خان ولد قراخان را كه در سن سه سالگى بود ؛ بيگلر بيگى ولايت ديار بكر را به او شفقت فرموده محمود سلطان بنى - عم قراخان را لله و نايب عبد اللّه خان كرد ، بعد از خاطر جمعى از آن سرحد با جاه و جلال كوچ فرموده روانهء دار السلطنهء تبريز گرديد .
[ 373 ] ذكر ياغى شدن محمد زمان ميرزا ولد بديع الزمان ميرزا و رفتن به جانب استراباد و آمدن عبيد خان بر سر بلخ و مفسدههائى كه در آن ولا به منصهء ظهور پيوست « 1 »
اما در حينى كه حضرت ظل اللهى در جنگ چالدران شكست يافته روانهء تبريز بود ؛ محمد زمان ميرزا با خود خيالى كرده كه فرصتى بهتر از اين نمىباشد ، بايد خود را به ولايت خراسان رسانيده خروج كرد . پس ، از خدمت نواب ظل اللهى فرار نموده به استراباد در ميان يغهء تركمان آمده ، گفت كه شيخ اغلى در جنگ كشته گرديد و هر گاه شما با ما بيعت و همراهى كنيد چون من پادشاه شوم ، آنچه شما خواسته باشيد ؛ دريغ نخواهم داشت .
پس قاضى خان نام « 2 » سركردهء يغهء تركمان با او بيعت نموده و بيست هزار نفر تركمان برداشته به اتفاق محمد زمان ميرزا بر سر پير غيبخان كه حاكم استراباد
هامش
( 1 ) - وقايع مربوط به محمد زمان ميرزا در اين فصل در سالهاى 920 تا 923 اتفاق افتاده است .
ر ك : حبيب السير . ج 4 ص 395 ببعد .
( 2 ) - اصل : قاضى نام خان .