تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
دانستند كه به كجا روند كه سپاه رومى تمام آن صحرا و دشت را فرو گرفته بودند . اما در دو فرسخى كوهى بلند به نظر درآورده اهل حرم را برداشته از راه بسيار دشوارى بر بالاى آن كوه آمده منزل كرده نشستند . چون يك شبانه‌روز در آن جا مانده بودند ، آذوقه نداشتند و از ترس سپاه روم حركت نمىتوانستند كرد ؛ به دعا و زارى برآمده مناجات مىكردند . اما طولهء نواب كامياب در جنگ گاه جدا شده همراه ايشان به بالاى كوه آمده بود ، در اين وقت از آن كوه به پائين آمده در آن صحرا مىگرديد كه ميرزا - شاه حسين اصفهانى وزير دورمش خان كه از هرات بارخانه به جهت سركار خان مىآورد و خبرى از سپاه و شكست قزلباش نداشته ، چون به آن صحرا رسيد ، كه طولهء نواب كامياب را ديده شناخته ، و طوله نيز به نزد ميرزا آمده و راه كوه را پيش گرفته روانه گرديد و هر ساعت برگشته به عقب نگاه مىكرد ، كه ميرزا شاه - حسين گفت كه و اللّه اين طوله خبرى دارد كه ما را اطلاعى نيست . پس از عقب طوله روانه شده و چون به بالاى كوه رسيده ، خواجه سرايان و ايشك آقاسيان نواب اشرف را ديده و از احوال اطلاع يافته ، بارخانه را به اهل حرم داد [ 262 ] و بعد از آن دفعتا در نصف شب ايشان را برداشته به طرف مراغه روانه گرديد . چون صبح شد ، دورمش خان به ايشان برخورده و شادى و سرور بىاندازه به دورمش - خان روى داده و اهل حرم را برداشته به خدمت نواب اشرف در سراب مشرف گرديدند . و نواب اشرف بسيار خوش‌حال گرديده و بعد از آن حكايت راهنمائى طوله و رفتن ميرزا شاه حسين را عرض نمودند . نواب كامياب تحسين آن طوله نموده ، او را خندان خان لقب نمودند و طوق طلا به جهت او ساخته و داروغگى بلدهء كاشان را به خندان‌خان شفقت فرمودند ! و چون خليل خان ذوالقدر هزار و پانصد نفر را برداشته از جنگ فرار