نواب كامياب فرمودند كه ما را عقدهها در پيش آمد الحمد للّه و المنه كه به خير گذشته و چشمزخمى بوده كه بر سپاه قزلباش رسيد ، ان شاء اللّه تعالى [ 361 ] به خوبى خواهد گذشت و از آن جا روانهء دار السلطنهء تبريز گرديده و مردم تبريز به استقبال بيرون آمده شكر به جاى آوردند و نواب اشرف يك شبى در آن جا توقف نموده روانهء سراب شدند .
اما چون بديع الزمان ميرزا را در گنبد شام قزان « 1 » محبوس نموده بود ، نواب كامياب فرمودند كه چون گنبد شام قزان در سر راه است ، بديع الزمان ميرزا از احوال شكست قزلباش مطلع گرديده و در دل خوشحال و خرم گرديده ، آن حضرت فرمودند كه ميرزا را همراه خواهيم برد .
او عرض نمود كه ولى نعمت عالميان تشريف فرمايند كه بنده از عقب خواهم آمد .
آن حضرت ديگر متوجه او نشده روانه شد و در راه دورمش خان و قلى خان به مرشد فرمودند كه به عزت خداوند عالميان قسم كه بديع الزمان ميرزا به خدمت خواندگار خواهد رفتن . امرا عرض نمودند كه هر گاه او اين فكر داشته باشد ، بايد او را سياست فرمود . آن حضرت فرمودند كه پيش از گناه سياست قاعده نمى - باشد . پس فرمودند كه نمىدانم كه بر سر اهل حرم چه آمده و به كجا رفته باشند ، به خيالها افتاده به دورمش خان فرمودند كه بايد در هر جا بوده باشد ، خبر معلوم نموده و اهل حرم را برداشته به خدمت حاضر سازيد . پس دورمش خان سيصد نفر برداشته روانه گرديد .
اما چون در جنگ شكست واقع شده بود ، خبر به اهل حرم و خواجهسرايان و ايشك آقاسيان رسيده و ايشان حرم را برداشته و بر اسبها سوار گرديده نمى -
هامش
( 1 ) - اصل : شاه قزان . ( اين محل كه از ساختههاى غازان خان در اواخر قرن هفتم هجرى در تبريز است به نامهاى : شنب غازان و شام غازان و شام قازان معروف است ) .