بودند كه خواندگار امر به دست راست فرموده ، ايشان از جاى درآمده سپاه قورچى - باشى را به عقب دوانيده بودند ، كه دورمش خان به كومك ايشان از جاى درآمده بود كه از آن طرف مصطفى پاشاه با سپاه بىحد حركت نموده و جنگ مغلوبه شده و گرد و خاك بر فلك مينا رنگ بلند گرديده بود و باران جان باريدن گرفت كه نواب گيتى - ستان با سيصد كس از خاصان و چهار هزار از صوفيان روملو ، خود را به سپاه خواندگار زده دادمردى و مردانگى مىدادند .
و هر چند نواب كامياب منتظر بود كه آن گردى كه در جنگها از عقب سپاه قزلباش برخاسته مىآمد و نشانهء فتح و فيروزى بود ، شايد بيايد ؛ اثرى ظاهر نشد .
آن حضرت در ميان سپاه رومى غوطهور گرديده و روميان را به ضرب شمشير عالمگير به عقب مىدوانيدند و نورعلى خليفه خود را بر سپاه خواندگار زده از يكطرف بيرون رفته بود و خان محمد خان با طايفهء استجلو به طرف ديگر جنگ مردانه كرده پنجاه هزار نفر رومى را به قتل آورده بودند و عجايب قيامتى آشكار گرديده و سپاه روم از واهمهء ضرب دست سپاه قزلباش خود را به عقب توپخانه انداخته بودند ، كه وزير اعظم گفت كه دودمان عثمان جقّى را اين سپاه ويران خواهند كردن . پس به خواندگار عرض نمود كه بفرمائيد توپخانه را خالى بكنند كه كار از دست رفته .
خواندگار فرمود كه ما قسم ياد نمودهايم كه توپخانه خالى نكنند . وزير اعظم گفت كه هر گاه شما قسم خوردهايد ، ما قسمى نخوردهايم [ 358 ] و فرمود كه توپخانه را به آتش زدند . چون سپاه رومى و قزلباش بهم پيچيده بودند ، بيست هزار رومى و هفت هزار قزلباش به يك مرتبه از زمين برداشته خاكستر گردانيده و بعد از آن ، محمد خان سپهسالار با « 1 » هزار نفر در جنگ مردانگى مىنمودند كه باز توپخانه خالى نموده خان [ را ] با سيصد كس هلاك ساخته بودند .
و حضرت ظل اللهى در آن وقت كه دود باروت عالم را تيره و تار گردانيده -
هامش
( 1 ) - اصل : را با .