شمشير از ميان كشيده نامرد از مرد بيد « 1 » و امتيازى بهم رساند .
چون ايلچى مراجعت كرده به جهت خواندگار خبر جنگ آورده عرض نموده ، باز خواندگار فرمود كه به نزد شيخ اغلى رفته بگوئيد كه چون شما جنگ خواهيد - كردن ؛ نواب ما اختيار اين جنگ را به شما واگذاشتهايم و به هر نحو كه شما راضى بوده باشيد اعلام نمائيد كه نواب ما از آن قرار عمل خواهند فرمود .
چون پيغام را به خدمت نواب كامياب عرض نمودند ؛ آن حضرت فرمودند كه نواب همايون ما به همه روش راضى خواهيم بود ، نهايت هر گاه خواسته باشيد كه مرد را از نامرد امتياز نمائيد و مشاهده كنيد ؛ مقرر نمائيد كه طرفين توپخانه را خالى نكنند . پس خواندگار فرمود كه هر كس از طرفين توپ خالى [ 357 ] كند ، زن طلاق خواهد بود . و قسم به اين نحو خورده شد و كس به خدمت نواب كامياب فرستاده قرارداد نمودند .
اما چون حضرت ظل اللهى ، اوتك اغلى را در ميدان ديده كه آن حضرت را طلب مىكرد ؛ با جاه و جلال به ميدان تشريف آورده بعد از گفتگوها كه در ميانه واقع شده ، به نيزهورى درآمدند و كارى نساخته شده بود كه اوتك اغلى شمشير حوالهء فرق فرقدان ساى مبارك اشرف نموده ، كه آن حضرت پيشدستى نموده دست به قبضهء شمشير حضرت صاحب الامر كرده ، همچنان بر فرق او نواخت كه برق شمشير ذوالفقار آسا از ميان زين مركب نمودار گرديده ، اوتك اغلى دو نصف شده درغلطيد كه سپاه روم چون آن ضرب دست از آن حضرت مشاهده نمودند ، همگى سراسيمه شده و نواب كامياب از جنگگاه مراجعت نموده در قلب قرار گرفتند ، كه خواندگار چرخچى ديگر با سى هزار نفر به ميدان فرستاده ، كه سارو پيرهء قورچىباشى با پنج هزار كس خود را به سپاه چرخچى زده جنگ درگرفته و سپاه نصرتپناه قزلباش سپاه رومى را به ضرب شمشير از ميدان بيرون كرده و جمع كثيرى را به قتل آورده -
هامش
( 1 ) - ظ : پيدا .