گفت كدام است جواب علماء اماميه ؟
گفت نه در قيدار پيغمبر ، [ نواب ] اعلى فرمودند كه آن طوله سگ را [ 354 ] دفن كردند و در جوار پيغمبر خدا ! اين به جهت جواب تو بود كه مرشد كامل آن كار كرد ، و الا اين قبح را هيچ كس از متقدمين و متأخرين نكرده بودند و در دم ديگر كندند و آن سگ را درآوردند دور انداختند .
قاضى گفت كه مطلب چه بود كه آن عمل شد ؟ .
گفت كه مطلب بهتر از آن مىباشد كه مرشد كامل پادشاه است ، فرمود كه سگ را در جوار پيغمبر خدا بگذاريد تمام مىدانستيم كه عمل قبيحى است و بسيار بد است ، ليكن به جهت خوشآمد پادشاه كرديم كه ما علماى امت بوديم زمين را كنديم و خدمت مىكرديم كه شاه از ما راضى باشد و در نزد او درجهء اعلى داشته باشيم . در آن روز كه ابا بكر صديق مرد ، فاروق كه عمر باشد ، خليفه بود و پادشاه حكم كرد كه او را در آن جا بگذارند ، گذاشتند . و فاروق كه مرد ، عثمان پادشاه بود . حكم كرد كه او را نيز در آن جا دفن كردند . و چون عثمان مرد ، ديگر صاحب حكم نبود كه به زور عثمان را در آن جا مدفون سازند ، چرا خلايق اجماع نكردند كه او را در جوار آن نور حدقهء بينش دفن كنند ، او را در مزار يهودان انداختند . اين نيز جواب سيم از آن .
قاضى چلبى درهم شد گويا شانهء فولادى بر سر تا پاى وجودش گذاشتند و تراشيدند و جمع گوشتهاى او را بريدند ، و برخاسته مرخص شد و رفت به خدمت قيصر ، و چون پيغام را گذرانيد ؛ در همان روز علماى روم پيشخانه را برده بيرون زدند و گفتند ما نيز همراه مىآئيم و شيعيان روم خوشحال شدند و دشمنان از غصه و قهر كور گرديدند .
و اما از آن جانب نواب گيتى ستان نيز به اقبال دولت از همدان كوچ فرموده روانهء تبريز گرديده ، چون نزول اجلال در تبريز واقع شده بود ، و ارقام مطاعه
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 519
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٥١٩