تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
و سلطان سليم در اسكويه باز ايلچى در باب آوردن سلطان مراد به درگاه جهان‌پناه فرستاده ، خود از راه آذربايجان كوچ فرموده روانه گرديد . و چون خبر آمدن سلطان سليم به نورعلى رسيده بود ، با ياران خود مصلحت ديده گفت از عقل دور است كه با پنج هزار كس با سپاه قيصر روم جنگ نمايم ، بايد قلعه را خالى نموده روانهء خدمت نواب اشرف گرديد . اما بعد از خيال بسيار از راه غيرت و مردانگى و شجاعتى كه جبلى او بود ، گفت كه من از قيصر واهمه نخواهم كرد كه بىدست برد فرار نمايم ، با او يك جنگ خواهم كردن . پس اغروق و اسباب اضافه را روانهء تبريز نموده خود توقف نمود تا آمدن قيصر . اما چون سلطان سليم به حوالى ولايت آذربايجان رسيد ، راستان پاشاى وزير دويم خود را چهل هزار نفر داده چرخچى نموده پيش روانه كردند . چون خبر چرخچى به نورعلى رسيده بود ، او با پنج هزار كس از صوفيان روملو سر راه بر راستان پاشا گرفته چون نزديك سپاه روم رسيد ، در ميان هم ريخته جنگ مغلوبه روى نموده و خليفه با سپاه قزلباش مردانگى نموده در اندك ساعتى ده هزار نفر از سپاه روم را به قتل آورده و راستان پاشا سراسيمه گرديده با تتمهء سپاه [ 351 ] روى به فرار آورده بود كه خليفه نيز از تعاقب دست برنمىداشت ، چون سه چهار فرسنگ تعاقب نموده و جمعى را كشته و بعضى را زخم‌دار نموده بود ، كه طنطنهء سپاه قيصر نمودار گرديده ، چون قيصر از دور آن گروه را ديد ؛ ملاحظه نموده ، كس فرستاد كه معلوم كند . كه خبر فرار راستان پاشا و كشته شدن سپاه در جنگ نورعلى خليفه به جهت خواندگار آورده عرض نمود . و خليفه نيز آمدن خواندگار را معلوم نموده و مراجعت كرده به مكان خود آمده بود . اما خواندگار چون آن خبر شنيده بود ، خيال‌ها كرده كه خود به جنگ خليفه برود يا آن كه سردار تعيين نمايد . پس اراده نمود كه كوچ بر كوچ روانهء آذر - بايجان شوند ، كه نورعلى خليفه لاعلاج شده روانهء خدمت نواب اشرف گرديد .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 514 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب