تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
است ، شما نيز به اين صوب اراده داريد شايد ملاقات واقع شود و السلم . و ايلچى را مرخص نموده روانه نمود . چون ايلچى به استنبول رفته جواب نامه را به سلطان سليم داد و آن‌چه گذشته بود عرض نمود ؛ سلطان سليم غضبناك گرديده فرمود كه تدارك نمايند و سپاه [ 350 ] جمعيت كنند كه به ولايت عجم رفته دمار از شيخ اغلى « 1 » برآوريم . چون ارادهء او جزم شد ، والدهء او گفت كه اى فرزند ، هيچ دانسته‌اى كه شيخ اغلى چگونه جنگ مىكند ؟ مىگويند كه او با هر پادشاهى جنگ مىكند بيشتر از سپاه خود دست به شمشير گرفته به جنگ مىآيد و هر چند تير و تفنگ و نيزه و شمشير و توپ به او مىزنند ؛ چون حضر [ ا ] ت ائمهء معصومين ( ع ) مددگار اويند ، آن حربه‌ها به او كارگر نيست . با پادشاه چنينى چگونه جنگ خواهيد كردن ؟ مگر پهلوانى داريد كه به ميدان رفته تنها او را طلب نموده علاج تواند كردن ؟ . سلطان سليم گفت كه اوتك اغلى نام ، پهلوانى از فرنگ به خدمت آمده و اسلام عرض نموده رفته است ، او را طلب خواهم كردن كه به ميدان رفته شيخ اغلى را از ميدان به يك طپانچه خواهد ربود . پس به جهت اوتك اغلى كس فرستاده او را طلب نمود و خود تدارك سپاه ديده در اول بهار روانهء ولايت ايران گرديده ، چون به اسكويه رسيد ، احوال از وزير اعظم پرسيد كه از كدام راه عبور خواهيم فرمود كه بهتر باشد ؟ . وزير عرض نمود كه هر گاه از ولايت آذربايجان تشريف ارزانى داريد بهتر خواهد بود ، سبب آن كه چون نورعلى خليفه در سر راه مىباشد و بىادبى نسبت به ملازمان نواب قيصر نموده ، هر گاه او را گرفته به جزا رسانيده شود ، باعث عبرت ديگران مىگردد و شيخ اغلى نيز دل شكسته خواهد شد .
هامش
( 1 ) - اصل : امار از شيخ اغلى را .