تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
كامياب تا به در باغ استقبال فرموده و جبين سلطان مراد را بوسيده و دست او را گرفته و آورده در پهلوى خود ، او را جاى داده فرمودند كه ان شاء اللّه تعالى ، شما را پادشاه تمام مرز و بوم ممالك روم خواهم كرد . سلطان مراد عرض نمود كه اين خود « اظهر من الشمس » است كه هر كه از روى نياز ، التجا به اين درگاه آورد ؛ البته كار دنيا و آخرت او ساخته خواهد شد . چون نواب كامياب دانست كه سلطان مراد شيعهء يك رنگ است ؛ تاج مرصع سلطان جنيد را بر سر او [ 348 ] گذاشته ، در لباس خوب قزلباشى او را ملبس ساخته ، مرصع‌پوش فرمودند و ملازمان او را ، انعامات « 1 » وافره شفقت فرموده و بعد از چند مجلس ديگر كه با هم به عيش و شادكامى مشغول بودند ، آن حضرت فرمودند كه چون چهل روز ديگر به نوروز مانده است ؛ ان شاء اللّه بعد از گذرانيدن نوروز ، در اين مكان خجسته و فيروز ، در اول حمل ، خواهيم فرمود كه در دار - السلطنهء تبريز ، سان سپاه قزلباش را ديده ، آن چه از سپاه نيامده باشند جمع شوند . و هر گاه سلطان سليم راه را بر ما نزديك كند بهتر ، و الا به اتفاق شما روانه شده و از ابتداء توقات را گرفته خواهيم رفتن كه جنگ همايون ما با سلطان سليم در كنار رودخانهء اسكويه روى خواهد دادن . اما چون حضرت ظل اللهى نوروز عالم افروز [ را ] با عيش و كامرانى در دار السلطنهء اصفهان گذرانيده بود ؛ به ساعت سعد كوچ فرموده به اتفاق سلطان مراد و با امراى عظام سپاه ظفر فرجام از راه جرفادقان روانه گرديده ، چون در بلدهء همدان نزول اجلال فرمودند ؛ سلطان مراد آزار صعبى بهم رسانيده به مرتبه‌اى كه آثار موت از او ظاهر گرديده ، نواب كامياب بىدماغ شده فرمودند كه چون آب و هواى اصفهان به سلطان مراد سازگار بوده ، او را برگردانيده بايد به آنجا فرستاد . و سلطان مراد را بر تخت روان گذاشته به اصفهان آوردند و آن حضرت در آن بلده به
هامش
( 1 ) - اصل : بانعامات .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 510 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب