نيز از عقب رسيده ، در ميانهء ايشان جنگى عظيم واقع شده و جمعى كثير از سپاه شهباز - پاشاه كشته گرديده و شهباز پاشا نيز زخمدار شده با پانصد نفر فرار نمود و به نزد مصطفى پاشاه آمده ، آن چه گذشته بود شرح داد ، گفت كه سلطان مراد ، هر گاه خود را به سپاه قزلباش رسانيده مراجعت كند ، ديگر سلطان سليم او را علاج نتواند كرد ؛ مگر شما خود را به او رسانيده نوعى نمائيد كه او را دستگير كنند .
مصطفى پاشا ده هزار كس به محمد پاشاى حاكم طرابلس « 1 » داده او را به ايلغار روانه گردانيده و خود نيز متعاقب با سى هزار كس روانه [ 346 ] شد .
اما چون سلطان مراد آن فتح نموده ، مىدانست كه از تعاقب سپاه خواهد - آمد ، به ايلغار روانه شده ، شاطر خود را پيشتر روانه نموده بود كه در آن سرحد ، هر قزلباشى كه بوده باشد ، بگويد كه لشكر برداشته خود را به مدد برسانند . و چون شاطر يك منزل آمده ، ديد كه پنج هزار نفر قزلباش ، همه تاجها در سر و نيزهها در دست رسيدند ، و نورعلى خليفه شاطر را ديده ، فرمود كه آن پياده را حاضر نمايند ، چون به خدمت آوردند از او احوال پرسيده ، آن چه بر سر سلطان - مراد گذشته بود عرض نمود .
نورعلى خليفه انگشت به دندان گرفته گفت كه سلطان مراد كوتاهى كرده ، عبث از آماسيه بيرون آمدند . چون شاطر مانده شده بود ، به شاطر خود گفت كه به زودى نزد سلطان مراد رفته از ما دعا رسانيده بگوئيد كه نواب اشرف ما را با پنج هزار نفر صوفى يك رنگ به كومك شما فرستاده است ؛ و در همان جاى بوده باشيد كه اينك رسيدم و شاطر روانه گرديد .
و از آن طرف خبر به سلطان مراد رسيد كه فردا عصرى محمد پاشا حاكم طرابلس « 2 » با ده هزار نفر خواهند رسيد و سلطان مراد را ديگر تاب نمانده بود و مركبان را نيز رمقى نبود ، سراسيمه گرديده ، كه در اين وقت شاطرى ديده كه از
هامش
( 1 ) - اصل : طرابيسس .
( 2 ) - اصل : طرابيسس .