تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
علم بوده باشيد ، تا سپاه قزلباش به جنگ رفته به توفيق خداوند عالم يك ساعت ايشان را پراكنده ساخته . پس دو هزار نفر قزلباش را در پاى علم گذاشته سه هزار نفر را خليفه برداشته روى به جنگ گذاشته بود ، كه محمد پاشا نيز با سپاه رومى از جاى برآمده ، خليفه به ضرب شمشير مىزد و مىكشت و پراكنده مىساخت ، تا آن كه خود را به پاى علم رسانيده و محمد پاشا را به قتل آورده و علم را قلم نموده كه شكست در ميان سپاه رومى افتاده فرار اختيار نموده و سپاه قزلباش جمع كثيرى را به قتل آورده و از عقب رومى رفته تا ايشان را از اردو گذرانيده شش هزار نفر ايشان را به قتل آورده و باقى زخم‌دار فرار نموده روانه گرديدند . و سپاه ظفرپناه قزلباش اسباب و اثاثه « 1 » و خيمه و سراپردهء ايشان ، كه اكثرى از سلطان - مراد بوده كه در آماسيه سپاه روم به دست آورده بودند ؛ تاخت و تاراج نموده به نزد سلطان مراد آوردند . پس سلطان مراد تحسين بسيارى به خليفه كرده فرمودند كه سپاه قزلباش چرا تعاقب نكردند ؟ خليفه گفت كه امر مرشد كامل چنين است كه از عقب سپاه شكسته نروند . پس اسباب سلطان مراد را كه خليفه از سپاه روم گرفته بود ، بالتمام به او داده و از آن جا كوچ كرده به پاى قلعهء كاج « 2 » آمده و آن قلعه را به جنگ گرفته ، چون زمستان بود ، در آن جا قشلاق كرده نشستند . اما چون زمستان به آخر رسيد ، سلطان مراد گفت كه ما را به خدمت نواب گيتى ستان بايد رفتن . نورعلى خليفه تدارك سلطان مراد را ديده از راه كردستان او را روانهء درگاه عرش اشتباه نموده ، سلطان مراد همه جا طى مسافت كرده ، چون به حوالى اصفهان رسيده خبر آمدن او را به حضرت ظل اللهى عرض نموده بودند . مقرر شد كه امراى عظام با سپاه ظفر فرجام به استقبال رفته ، سلطان مراد را به استقبال تمام داخل گردانيده ، چون به در باغ و عمارت نقش جهان رسيد ؛ نواب
هامش
( 1 ) - اصل : اساسه . ( 2 ) - ظ : كماخ .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 509 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب