تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
بوده باشم . سبب آنكه پدر اين كمترين ، يكى از صوفيان اوجاق شيخ صفى الدين - اسحق بوده و اين غلام نيز از دوستان و صوفيان صاف « 1 » اعتقاد آن اوجاق بوده و هستم . و كس را به تعجيل فرستاده عريضه را در دار السلطنهء اصفهان به نظر كيميا اثر رسانيده ، آن حضرت از اين خبر مشعوف « 2 » گرديده فرمودند كه در جواب عريضهء سلطان مراد بنويسند كه نورعلى خليفهء روملو را با سپاه ظفرپناه روانهء آن صوب خواهيم نمود كه بضرب تيغ آبدار دمار از خصم شما برآورد . هر گاه قيصر خود به جنگ شما آيد ، به زودى اعلام نمائيد كه نواب همايون نيز حركت نموده آنچه در پردهء غيب مخفى است عيان خواهد شدن . و كس سلطان مراد را مرخص فرموده روانه گرديده . اما رستم پاشا در « 3 » هفت فرسخى آماسيه آمده نشسته بود كه سلطان مراد با سپاه بسيار بيرون آمده در برابر رستم پاشاه و در روز ديگر صف سپاه آراسته گرديده و چرخچى از طرفين به ميدان آمده ريختند در ميان هم و جنگ مغلوبه گرديده و جمعى از سپاه رستم پاشاه كشته گرديده كه رستم پاشاه خود به ميدان آمده و سلطان - مراد نيز حركت نموده به ميدان آمد ، كه رستم پاشا به سلطان مراد گفت كه اى حرام‌زاده بگير از دست من و دست به قبضهء شمشير كرده ، كه سلطان مراد پيشدستى كرده چنان شمشير بر فرق رستم پاشاه نواخت كه تا جگرگاهش را از هم شكافته از اسب درغلطيد و شكست در ميان سپاه او افتاده ، بيست هزار كس را به قتل آورده باقى فرار نموده بدر رفتند . چون خبر كشته شدن رستم پاشا به سلطان سليم رسيد ، سراسيمه شده فرمود كه مصطفى پاشا صد هزار كس برداشته روانهء آماسيه گردد ، و او روانهء آماسيه گرديد . و سلطان مراد انتظار عريضه مىكشيد كه شايد نواب كامياب تشريف بياورند ، كه جواب عريضه رسيده بود . [ 345 ] و اما حضرت ظل اللهى به نورعلى خليفه فرمودند كه پنج هزار كس
هامش
( 1 ) - اصل : اوصاف . ( 2 ) - اصل : متعوف . ( 3 ) - اصل : را .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 505 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب