تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
چون عريضه به نظر كيميا اثر رسيده ، آن حضرت غضبناك گرديده فرمودند كه رقم مبارك ، به خان محمد خان بنويسند كه هر گاه من بعد سليم باز اراده نمايند ، به زودى به نواب همايون ما عرض نمايند . بعد از آن ، حضرت ظل اللهى نامه به سلطان - بايزيد قيصر روم نوشته ، و سليمان يساول را به ايلچىگرى تعيين فرموده و سوقات چند از مال ابو الخير خان و شقهء علم چنگيز خانى و قرقرهء خون‌آلود مرصع ابو الخير خان به او داده ، به جهت سلطان بايزيد فرستاده و پيغام چندى نيز نواب كامياب به سليمان يساول فرموده كه به سلطان بايزيد « 1 » بگويد و بعد از پاىبوس ، سليمان سوقاتها را برداشته روانه گرديده ، چون داخل اسكويه شده بود ، كه خبر آمدن ايلچى را [ 342 ] به خدمت سلطان بايزيد عرض نمودند كه واهمه برداشته چاوشى به نزد ايلچى فرستاده كه هر گاه پيغام درشتى آورده باشد ، در خلوت به ما اعلام داريد . بعد از آن جمعى را [ به ] استقبال فرموده ، سليمان يساول ايلچى را داخل بارگاه قيصر نموده ، سجده نموده و كرنشى به سلطان سليم نيز كرده ، او را جاى دادند و بعد از طعام و شراب نامهء نواب كامياب را به قيصر داده ، نوشته بود كه : سلطان البرين و البحرين و خادم الحرمين الشريفين سلطان بايزيد قيصر روم و فرمانفرماى ممالك روم را اعلام آن كه نواب همايون ما هر چند مىخواهد كه قواعد دوستى و عهد و پيمان قديم در ميانه شكسته نشود ؛ باز از سلطان سليم حركت ناهنجار نسبت به ملازمان نواب همايون « 2 » ما واقع شده و مىشود ، و ملازمان درگاه عرش اشتباه بنا بر خاطر عزت آن فرمانفرماى ممالك روم دستى نگاه داشته او را خفيف نمىنمايند ؛ او را منع نمايند كه من بعد چنين حركتى نكند كه هر گاه ممنوع نشود ، مقرر خواهيم فرمود كه ايشان را دستگير كرده در پاى منارهاى ديار - بكر كه مكان سياستهاى نواب همايون « 3 » ما است قيلوغه نمايند . و چون در اين وقت ،
هامش
( 1 ) - اين كلمات در اصل مكرر بود . ( فرستاده و پيغام . . . بايزيد ) . ( 2 ) - اصل : هميون و همايان . و از اين صفحه ببعد اين كلمه غالبا به صورت همايان آمده است و بدون اشاره در پاورقىها اصلاح خواهد شد . ( 3 ) - اصل : هميون و همايان . و از اين صفحه ببعد اين كلمه غالبا به صورت همايان آمده است و بدون اشاره در پاورقىها اصلاح خواهد شد .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 501 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب