نموده فرمود كه عريضه را نوشته پيشكشها حاضر نمايند . پس خواجه سيصد نفر از ريش سفيد و آتاليق را با دويست نفر شتر كه همه از قماش چين و ختن و اسباب بخارا و جواهر بدخشان و لؤلؤ عمان و خزانههاى بسيار با قسم نامچهء سلاطين اوزبك برداشته روانه گرديد .
و چون خبر آمدن خواجه عبد الرحيم و آتاليقان به نواب ظل اللهى رسيده - بود ، مقرر فرموده بودند كه بعضى از امراى عظام و سپاه قزلباش به قدر يك فرسنگ ايشان را استقبال نموده ، خواجه را به اعزاز تمام داخل مجلس بهشت آئين نموده ، آن حضرت دانست كه در ميان اوزبك خواجه مرتبهء ديگر دارد . خواجه كرنش و سجده نموده پيش آمده كه پاى تخت را ببوسد ، نواب ظل اللهى مانع شده دست مبارك بر سر خواجه رسانيده ، در نزديك مسند مبارك جاى فرموده و آتاليقان نيز به خاكبوسى درگاه عرش اشتباه مشرف گرديده صف زده ايستادند و پيشكشها از نظر كيميا اثر گذرانيده و حضرت ظل اللهى ، احوالها از خواجه پرسيده و خواجه جواب عرض نموده گفت كه پادشاهان ما تقدم چنين و چنان كردهاند ، تا آنكه حكايت سلاطين اوزبك را به تقريب عرض نمود و عريضهء سلاطين اوزبك را به عز عرض رسانيد ، و نواب كامياب به مير محمد هادى شيرازى كه منشى ديوان اعلا بوده ، مقرر نمود كه آن عريضه را به آواز بلند بخواند و عريضه نوشته - بود كه :
عريضه داشت بندگان ضعيفان بىچارگان ، محمد تيمور خان و عبيد خان و جانى بيگ سلطان ، نوادهء چنگيز خان به ذروهء بازيافتگان برازندهء افسر تخت كيانى و زيبندهء تاج و اورنگ خسروانى و نوباوهء چمن دولت و اقبال ، مهر سپهر فتوت و اجلال ، و فلك اعظم مروت ، آفتاب جهانتاب سيادت ، مشترى اوج سعادت ، مردم - رباى تير و خدنگ ، و شير بيشهء هيجا و جنگ ، و نهنگ بحر هستى ، كان سخا و آب و رنگ چمن شهريارى و يگانه گوهر جهاندارى و راهنماى جادهء شريعت و اطاعت
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٤٩٦