تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
خان را بريده بر سر نيزه كردند . اما سپاه اوزبك هشتاد هزار نفر كشته شده بودند و هشتاد هزار ديگر زخمدار شده بودند و چون سر ابو الخير خان را ديدند ، فرار نموده هر يك به طرفى بدر رفتند و تمامى اموال و اسباب و خيمه و خرگاه سپاه اوزبك كه كشته شده بودند و فرار كرده بودند به سپاه ظفرپناه قزلباش بخشيده انعام فرمودند . اما چون محمد تيمور خان و عبيد خان و جانى بيگ سلطان با مقل خانم [ 337 ] حرم عبيد خان كه هميشه همراه او بوده از آب گذشته فرود آمده به جانقى و آتاليقان و ريش سفيدان نشستند ؛ محمد تيمور خان گفت كه ما اميدى به ابو الخير - خان و سپاه دشتى داشته ، مىگفتيم كه شايد كارى ساخته شود . هر گاه شيخ اغلى همچنين سپاهى و همچه ابو الخير خان شجاعى را به قتل آورده باشد ؛ ديگر هر گاه به نزد قاسم خان « 1 » رفته كومك نخواهد داد . عبيد خان گفت كه جانى بيگ سلطان ريش سفيد ما است شايد او را فكرى به خاطر رسيده باشد . جانى بيگ سلطان گفت علاج اين است كه دست از تركستان كوتاه نموده به طرف دشت روانه گرديده كه شايد فرصتى بهم رسيده خود را به ملك موروثى خود برسانيم . عبيد خان گفت كه سخن همين است و قرار بر اين شده ، نهايت عبيد خان به نزد مقل خانم ، حكايت جانقى را گفته ، مقل خانم گفت كه هر گاه شما عقل مرا بهتر از خود و مرا بهتر از خود مىدانيد ، من فكرى خواهم - كرد كه شيخ اغلى شما را واگذاشته ولايت و سپاه و خزانه داشته باشيد . عبيد خان گفت كه من و محمد تيمور خان قبول داريم و جانى بيگ سلطان هم تعريف شما را شنيده قبول دارد . مقل خانم [ گفت ] كه مىبايد سيصد نفر از راه دشت به بخارا فرستاد كه خواجه عبد الرحيم نقش‌بند را كه نژاد به خواجه بهاء الدين نقش‌بند مىرساند ،
هامش
( 1 ) - اصل : ابو الخير خان .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 494 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب