تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
نكرده مگر شاه طهماسب و شاه عباس كه او را نيز شاه طهماسب در شش ماهگى پادشاهى داده تمام خراسان را به او بخشيده « 1 » . و وقتى كه نواب شاه طهماسب به هرات تشريف برد ؛ مقرر شد كه حسين بيگ به اتفاق امير نجم روانهء تركستان گردد . و حسين بيگ لله ، موسى بيگ بنى عم خود را نايب كرده كه در خدمت نواب شاه طهماسب للگى نموده ، خود روانهء سفر تركستان گرديده بود . اما چون در اين وقت حسين بيگ لله مراجعت نموده داخل هرات گرديده و به خدمت شاه - طهماسب رسيده بود ؛ يك سال و نيم بود كه به اين سفر رفته بود ، و شاهزاده احوال جنگ از لله پرسيده ، و حسين بيگ آن چه گذشته بود ، به خدمت شاهزاده عرض ، و چون چند روز بر اين گذشته ، خبر رسيد كه سپاه اوزبك مسلح آمده اراده به هرات دارند . حسين بيگ لله فرمود كه آذوقه در شهر و قلعه جمع نمايند . اتفاقا در آن سال غله بسيار كم بود و عجزه و مساكين هرات به عسرت مىگذرانيدند . و بعد از ده روز ديگر خبر رسيد كه على الصباح جانى بيگ سلطان به عزم گرفتن هرات خواهد رسيد . حسين بيگ فرمود كه دروازهء قلعه را محكم خاكريز نمودند ، كه جانى بيگ سلطان با پنج هزار كس رسيده بر دور حصار فرود آمدند . و روز ديگر كسى به نزد امراى قزلباش فرستاده پيغام كرد كه شما عبث در قلعه را بسته و مرا سرگردان داريد . امراى قزلباش كه به اتفاق امير نجم به جنگ رفته بودند ، همگى [ 309 ] با سپاه كشته شدند و يك نفر زنده نخواهند بود و شما با سپاه اوزبك بر نمىتوانيد آمد . و چون قلعه را به جنگ و جبر بگيريم و بر شما دست بيابم ، قتل عام خواهيم كردن . هرگاه به آسانى قلعهء هرات به ما بدهيد و مسلمان شويد و
هامش
( 1 ) - طهماسب ميرزا طفلى دو ساله بود كه در سال 921 با عنوان سلطنت خراسان به هرات فرستاده - شد . عباس ميرزا ( شاه عباس ) يك سال و نيم بيش نداشت كه ميرزاى هرات شد . ( زندگانى شاه عباس اول . ج 1 ص 6 و 9 ) .