تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
نموده و جمعى كثير از طرفين در دره كشته شدند . آخر الامر شكست بر سپاه قرقز افتاده فرار نمودند و قدرى آذوقه به دست درآمده ، بيرام خان به جهت امير نجم فرستاده و باز از عقب پادشاه روانه شده در آن ميانه با ايشان جنگ كرده و بسيارى از ايشان را به قتل آورده و پادشاه قرقز را نيز گرفته دست بسته نگاه داشته . اما در سپاه امير نجم ، هيچ آذوقه نمانده بود . اول ماه مبارك رمضان بود كه امراى عظام و سپاه قزلباش به خدمت امير نجم آمده گفتند كه ماه مبارك رمضان است و آذوقه هيچ نداريم فكرى بايد كردن . او گفت كه يك دو روز صبر كنيد كه بيرام خان آذوقه خواهد فرستاد . كه در آن وقت عريضهء بيرام خان با آذوقه رسيده كه پادشاه قرقز را گرفته‌ام و قرار - داد چنين شده كه چهل هزار خروار آذوقه به ما داده و قيمت گرفته كه پادشاه خود را نيز بگيرند . دماغ امير نجم شكفته ، فرمود كه طبل بشارت فرو كوفتند و آذوقه را در ميان سپاه قسمت نموده و در جواب بيرام خان نوشته كه پادشاه قرقز را برداشته روانهء حضور گرديد ، كه ايشان آذوقه خواهند آورد . بيرام خان با پادشاه قرقز روانهء اردوى امير نجم گرديد . و چون اين خبر در قلعه به محمد تيمور خان رسيد ؛ كس به نزد مردم قرقز فرستاده پيغام نمود كه البته الف البته كه آذوقه به قزلباش ندهيد كه عبيد خان و جانى بيگ سلطان با شصت هزار كس در تاشكند جمعيت نموده‌اند و در عيد ماه مبارك رمضان به كومك ما خواهند آمد و پادشاه شما به جائى نخواهد رفتن . هر - گاه شما آذوقه به ايشان بدهيد ؛ اگر سپاه روى زمين تمام جمع شوند ، علاج اين روستاى را نمىتوانند نمود . در وقتى اين خبر به مردم قرقز رسيده بود كه ايشان چهل هزار خروار آذوقه را بار چهارپايان كرده روانهء اردوى قزلباش بودند . القصه آذوقه را برگردانيدند داخل قلعه شدند .