تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
آتاليق گفت كه من نيز در خدمت خواهم آمد . پس سه هزار كس برداشته از قلعه بيرون آمده و هادى خواجه دو « 1 » هزار كس را [ 282 ] برداشته به طرف ديگر رفته و آتاليق با هزار كس در طرف عصر « 2 » در چهار فرسخى به خواجه كلان رسيده ، كس به نزد خواجه كلان فرستاد كه شب نزديك است فردا جنگ خواهيم كرد ؛ امشب آسوده باشيد . خواجه قبول نموده گفت كه هزار كس آمده‌اند كه با ما جنگ كنند ، پس آمده در يك فرسخى قلعه فرود آمده و آتاليق با آن هزار نفر به پاى حصار آمده نزول نمودند و خواجه كلان شب كشكچى به طرف قلعه فرستاده خود در بستر استراحت خوابيده بود ، كه هادى خواجه ، سپاه برداشته در نصف شبى ، ريخت در ميان سپاه جغتاى بزن بزن در گرفته ، تا خواجه كلان خبردار گرديده بود ، كه دو هزار نفر از سپاه جغتاى به قتل آورده بودند . او سراسيمه گرديد ، گريزان از ميان بدر رفته و هادى خواجه اسباب و اموال و خيمه و سراپردهء او را برداشته داخل قلعه گرديد . اما چون امير نجم در چهار فرسخى حصار رسيده بود كه خبر شكست چرخچى و آمدن خواجه كلان را به خدمت او عرض نموده بودند كه دود ناخوش از دماغ او برآمد ، كه آتاليق بابر پادشاه ، خواجه كلان را حاضر نموده و به بابر - پادشاه گفت كه ديروز خواستيم كه از سپاه قزلباش چرخچى تعيين نمائيم شما در ميان اين سلاطين حرفى گفتيد ، نخواستم كه رد قول شما نمايم . و ظاهرا شما را غيرت نيست ، هر گاه قزلباش اين كار كرده بودند ، حال ايشان را تمام نسق كرده - بودم و شما هنوز اين مرد را زنده گذاشته‌ايد ؟ كه در آن وقت خواجه را آوردند ، بعد از عتاب و خطاب فرمودند كه او را شكم شكافته بر خطام شتر بندند و در اردو بگردانند كه عبرت ديگران گردد .
هامش
( 1 ) - اصل : او هزار . ( 2 ) - « در طرف عصر » مكرر بود .