تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
جغتاى از عقب او رفته ، زدند بر آن سپاه اوزبك و بيرام خان با سپاه قزلباش داد مردى و مردانگى داده ، مىزدند و مىخستند و مىكشتند ، كه هنوز دو ساعت روز مانده بود كه شكست بر سپاه اوزبك افتاده و پادشاهان تركستان قرار بر فرار داده روانه گرديدند . و سپاه قزلباش ده دوازده هزار نفر اوزبك را به قتل آورده و بيرام خان با فتح و فيروزى ، تمامى اموال پادشاهان را تصرف نموده به اتفاق بابر - پادشاه روانهء سمرقند گرديدند . [ بزرگان شهر ] به استقبال بيرون آمده دعا و ثنا به جاى آورده داخل قلعه شده و به مسجد رفته و خطبه به نام مبارك خوانده شد ، كه سكه نيز به نام مبارك [ 275 ] بزنند . و بابر پادشاه گفت كه اى مردم سمرقند بدانيد كه من جانشين و وكيل نواب كامياب ، پادشاه ايرانم درين ملك . و به بيرام خان گفت كه مقرر داريد كه رقم مبارك اشرف كه در باب حكومت من صادر شده بخوانند كه تا مردم بدانند كه من گماشتهء نواب كاميابم . پس بفرمودهء بيرام خان رقم مبارك را خوانده و بابر پادشاه رقم مبارك اشرف را برداشته به سر خود زده به منزل محمد تيمور خان نزول فرمودند . اما بيرام خان را اراده آن بود كه سپاه قزلباش را برداشته روانهء تاشكند شود ، كه بابر پادشاه گفت كه شما تعب مكشيد كه سپاه اوزبك ازين صدمه ، تاشكند را خالى نموده و بخارا را نيز خالى خواهند كرد ، كه در آن وقت عريضهء مردم بخارا رسيد كه عبيد خان و محمد تيمور خان از واهمهء سپاه قزلباش به طرف دشت بغلان رفته‌اند و بخارا خالى مانده كسى را مقرر نمايند كه به اين جا آمده حكومت كند . پس بابر پادشاه مهدى خواجه ديوان بيگى خود را با دو هزار نفر از سپاه جغتاى به بخارا فرستاد . القصه از كنار دشت قبچاق تا كنار رود جيحون تمامى حكام اوزبك از ترس سپاه دريا خروش قزلباش ، ولايات خود را واگذاشته هر يك به گوشه‌اى منزوى گرديده ، تمام مردم آن ولايت به خدمت بابر پادشاه آمده ، او