تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
سجدهء شكر به جاى آورده به گريه و زارى درآمده مناجات به درگاه قاضى الحاجات نموده گفت بار الها اين همه از لطف و قدرت و قوت و شفقت تست ، و الا قزلباش را چه حد آن است كه تمام ولايت تركستان را با پنج هزار كس مسخر سازند . پس بعد از چند وقت ديگر از هرات كوچ فرموده با جاه و جلال به ارادهء ولايت استراباد روانه گرديد . اما عبيد خان با حرم خود فرار نموده به جيران كه دهنهء دشت بغلان بود ، رفته بىسامان و سرگردان مانده ، عريضه به خدمت قاسم خان پادشاه دشت بغلان نوشته ، اظهار شكست و بىسامانى خود را عرض نموده بود . قاسم خان در جواب نوشته بود كه شما در جيران بوده باشيد كه در تابستان فكرى به جهت شما ديده خواهد شد . اما چون عبيد خان شنيد كه بابر پادشاه ، سپاه قزلباش را مرخص نموده ايشان به جانب خراسان رفته‌اند ؛ در اول پنج هزار كس برداشته به تاخت بخارا آمده ، حوالى و حواشى آن ولايت را تاخت و تاراج نموده مراجعت كرده در صحرائى نزول نموده و مهدى خواجه آن قضيه را به خدمت بابر پادشاه عرض نموده ، چون او در تركستان هنوز رنگ و بوئى نداشته سه هزار كس برداشته به ايلغار تمام به طرف بخارا روانه گرديد . چون به بخارا رسيد ، احوال عبيد خان پرسيده ، گفتند كه درين سى فرسخى نشسته است . و او با آن سه هزار كس بر سر عبيد - خان آمده در برابر صف كشيده كه عبيد خان نيز با پنج هزار كس مكمل و مسلح از جاى در آمده ، ريختند بر يكديگر و سپاه جغتاى در اين مدت سپاهىگرى را از قزلباش فرا گرفته آن جنگى با سپاه اوزبك كردند كه احسن احسن برخاسته ، شكست بر سپاه اوزبك افتاده ، عبيد خان با سپاه راه فرار پيش گرفته روانه گرديدند . بابر پادشاه بىتدبير از عقب او روانه شده چون سه منزل از عقب رفته بود ، عبيد - خان گفت كه خود را آخر به كشتن عبث داديم [ 277 ] زيرا كه ما را ديگر قوت