تصرف در آورده قتل و غارت نموده از آنجا به ارادهء تسخير تركستان روانه شدند .
اما خبر بابر پادشاه و سپاه دريا شكوه قزلباش ، چون به عبيد خان و محمد - تيمور خان رسيد كه شورقان را گرفته قتل و غارت نموده روانهء سمرقند شدهاند ؛ ايشان سراسيمه شده به جمع سپاه پرداخته ، جانى بيگ سلطان را به نزد خود طلبيدند .
و بابر پادشاه فرمود كه سمرقند را بايد به تصرف در آورد كه بخارا از ما خواهد بود . بعد از گرفتن دو سه قصبهء ديگر روانهء سمرقند شدند ، چون به نزديك رسيدند ، پادشاهان نيز با شصت هزار كس در سمرقند بيرون آمده در برابر سپاه قزلباش و جغتاى خيمه و خرگاه بر سر پاى كرده فرود آمدند ، روز ديگر چون صف سپاه طرفين آراسته گرديد ، بيرام خان به سپاه قزلباش مقرر نمود كه شما را با سپاه جغتاى كارى نبوده عليحده « 1 » جنگ نمائيد و اين « 2 » سخن سپاه جغتاى را بر طبع گران آمده جنگ درگرفت ، ايشان از جاى حركت ننموده ، كه بيرام خان با سپاه قزلباش خود را بر سپاه اوزبك زده غوطهور گرديدند ، كه بابر پادشاه با سپاه خود گفت كه اى ياران چرا ايستادهايد خود را به جنگ برسانيد .
ايشان در جواب گفتند كه سپاه قزلباش ما را وجودى نگذارده به جنگ رفتهاند و در همه جا مىخواهند كه قدم پيش گذاشته نام خود را بلند گردانند و حال ايشان به ميدان رفتهاند ، هر گاه فتح كردند بهتر و بعد از آنكه شكست يافته باشند ؛ ما به ميدان رفته فتح خواهيم كرد .
هر چند بابر پادشاه به ايشان گفته كه به ميدان رفته جنگ كنيد ؛ كسى سخن او را نشنيده از جاى خود حركت نكردند . بابر پادشاه لا علاج شده خود مركب از جاى برانگيخته روانه گرديد ، كه خواجه دوستم بهادر آتاليق نيز با ده هزار از
هامش
( 1 ) - اصل : عليهده .
( 2 ) - اصل : ازين .