مىزدم كه مثل خيار تر به دو نيم مىكردم .
پس سلطان سليم در غضب شد ، فرمود كه مگذاريد كه اگر [ 261 ] اين ايلچى رافضى را به قتل نياوريد ؛ من شما را همه خواهم كشت . روميان از جاى درآمده روى به خليل آقا نهاده . اما ريش سفيدان دانستند كه سلطان بايزيد ازين امر راضى نيست ، دستى نگاه مىداشتند . اما ساير مردم به او حمله كرده ، او نيز خوددارى نكرده به ضرب شمشير ، بيست و چهار نفر از پاشازادههاى نامى را به قتل آورده ، هر چند سلطان بايزيد منع ايشان نموده فايده نكرده به يك مرتبه بر سر خليل آقا هجوم آورده آن مرد صوفى را به قتل آورده پاره پاره كردند و روى به ملازمان نهاده . سلطان بايزيد گفت كه مطلب شما ايلچى بوده كشته شد ؛ و ايشان ملازمان او بودهاند چه تقصير دارند ! با وجود آنكه ايلچى نيز تقصير نداشته پيغام آقاى خود را آورده بود .
اما چون خليل آقا كشته شده ، سلطان سليم ازين حركت نادم و پشيمان گشته علاجى نداشته گفت اى پدر ، از كشته شدن ايلچى شيخ اغلى بىدماغ شدهاى ، بلائى بر سر او بياورم كه در روزگارها باز گويند ! پس فرمود كه نامه به اطراف نوشتند كه سپاه جمع شوند كه يساق قزلباش روى نموده .
ذكر آمدن ميرزا محمد طالش از مازندران و استقبال « 1 » نمودن نواب همايون و آمدن بارسيل خان حاكم اورگنج و اويس ميرزا و بابر پادشاه به پايهء سرير اعلى و رفتن امير نجم ثانى به جانب تركستان و سوانحى كه در آن ولا به منصهء ظهور پيوست « 2 »
اما نواب گيتى ستان با جاه و جلال در قلعهء مرو بر تخت سلطنت بود كه
هامش
( 1 ) - اصل : به استقبال .
( 2 ) - مربوط به سالهاى 916 و 917 است .