تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
پس كمند را به گردن شاهى بيگ خان انداخته او را كشان كشان از آن گل بيرون آورده شاهى بيگ خان در خدمت نواب گيتى ستان به سجده در افتاده شروع به عجز و انكسار نمود . آن حضرت فرمودند كه چون شما ارادهء مكهء معظمه داشتيد و فسخ نموديد ، آن خانهء مباركه جزاى شما را در كنار شما نهاد . پس به مهتر عادى فرمود كه سر او را از قلعهء بدن جدا ساخته بعد از آن چهار دست و پاى او را بريده برداشته روانهء اردوى معلى گرديدند . « 1 » اما نواب گيتى ستان را غرورى روى داده و بر خود مىباليد كه مثل شاهى بيگ خانى را به قتل رسانيده‌ام . اما دورمش خان در آن جنگ خود را به جان وفا ميرزا رسانيده به ناشناخت او را به قتل آورده و بسيارى از سپاه اوزبك در آن جنگ كشته گرديدند . القصه چهارصد سلاطين چنگيز خانى در آن جنگ كشته شدند و سپاه اوزبك قدرى كه مانده بودند گريزان شده خواستند كه خود را به قلعه رسانند ؛ چون پل شكسته بود ، ممكن نشده بعضى بر آب زده بودند كه غريق بحر فنا گرديده و اكثرى در آن صحرا پراكنده شده به طرف تركستان رفتند . و از آن سى هزار كس كه همراه شاهى - بيگ خان [ 250 ] بود ، قريب به دو هزار كس زنده از آن آب به هزار فلاكت گذشته روانهء بلخ گرديدند كه اكثرى زخم‌دار بودند . و اما خواجه سلطان محمود ، مردى كه وزير شاهى بيگ خان بوده به آب زده خود را به قلعه رسانيد ، ديد كه از بيابان گردى عظيم برخاسته كس فرستاده خبر آوردند كه عبيد خان از بلخ با ده هزار نفر آمده و سه روز ديگر پادشاهان تركستان خواهند رسيد . اما عبيد خان به پاى قلعه آمده ديد كه در قلعه را بسته‌اند فرمود كه در را بگشايند ، كه خواجه محمود بر فراز برج آمده . عبيد خان گفت كه از شاهى بيگ -
هامش
( 1 ) - قتل شاهى بيگ خان در روز جمعه آخر ماه شعبان سال 916 روى داده است . ( زندگانى شاه اسمعيل . ص 247 ) . تولد وى در سال 855 بوده است . ( حبيب السير . ص 273 ) .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 369 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب