تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
كه دشمنان نواب خان هميشه از دم چهار يار باصفا به اين سرگردانى و بىسامانى بوده باشند . پس شاهى بيگ خان را بهجت بر بهجت افزوده گفت كه اين دود چيست ؟ جاسوس گفت كه اسباب زيادتى را به آتش زدند كه مبادا به دست مسلمانان افتد . شاهى بيگ خان روى به جان وفا ميرزا كرده گفت كه تو مىگفتى كه قزلباش حيله مىكنند . با اين همه بىسامانىها و اسباب به آتش زدند « 1 » ديگر چه معنى دارد ؟ جان وفا ميرزا گفت كه شما هنوز قزلباش را نشناخته‌ايد . چون ديدند كه قلعه مستحكم است و گرفتن او به زودى ممكن نيست و سپاه تركستان [ 246 ] نزديك است كه بيايند ؛ اين حيله كرده‌اند كه شما شايد از قلعه بيرون رفته جنگى كرده شود . و الا به نمك خان قسم كه اين جماعت از شما ترس ندارند و دل من گواهى مىدهد كه اين خبرها كه مىدهند راست نباشد . سبب آنكه قيصر روم باج به علاء الدولهء ذوالقدر مىداد و شيخ اغلى دود از دودمان او برآورد و قيصر چه قدرت دارد كه در سر ولايت او تواند آمد ! مقل خانم گفت كه قزلباش فرار مىنمايند و تا علاج مىداشتند افشاء اين راز را نمىكردند آوازه چه معنى دارد اين تمهيد نيست و از سوختن خيمه‌ها يقين حاصل است . پس شاهى بيگ خان فرمود كه سپاه اوزبك يراق جنگ پوشيده حاضر باشند كه فردا رفته يك قزلباشى را زنده نخواهيم گذاشت . و مقل خانم گفت كه هر كدام در سپاه اسب خوبى داشته باشد پيشتر روانه شوند كه آنچه قزلباش كه در عقب مانده باشد ، به قتل آورده خود را زود به شيخ اغلى برسانند . جان وفا ميرزا گفت كه قزلباش در اول شب كوچ خواهند كرد ، شما در آخر شب روانه شويد .
هامش
( 1 ) - ظ : زدن .