ريشسفيدان و آتاليقان گفت كه چند روز هم صبر بايد نمود سپاه تركستان بيايند .
اما چون سپاه [ ظفر ] پناه مدت [ چند ] يوم در پاى قلعه [ نزول ] اجلال داشتند كه شخصى از جانب اورگنج در نزد بارسيل خان آمده و عريضهاى به اين مضمون به خدمت حضرت [ 243 ] ظل اللهى آورده كه :
عرضه داشت بندهء كمترين درگاه اميد گاه خلايق ، بارسيل ، به ذروهء عرض ايستادگان ملايك پاسبان مىرساند كه شاهى بيگ خان دو كلمه به بنده نوشته بود كه سپاه برداشته به زودى روانهء مرو گردند . بندهء كمترين بنا بر جهات چند ، سپاه برداشته به اتفاق پنج هزار كس از آب جيحون گذشته اراده چنان است كه به بخارا رفته عبيد خان را با سپاه اوزبك برداشته و از آنجا به بلخ آمده و به اتفاق جانى بيگ سلطان روانهء مرو شويم ، هر گاه ملازمان نواب سپهر ركاب ، نوعى مقرر فرمايند كه تا آمدن بندگان به مرو ، شاهى بيگ خان را علاج نمايند ، هر آينه بهتر خواهد [ بود ] باقى امره الاعلى .
چون مضمون عريضه به سمع مبارك اشرف رسيد ، خلعتى به ملازم بارسيل - خان شفقت نموده فرمود كه از راه بيابان به خدمت بارسيل خان رفته از نواب ما دعا برسانيد و بگوئيد كه رحمت خداى بر شما باد و آنچه نوشته بوديد ، ان شاء اللّه تعالى تلافىها به خير كرده خواهد شد . چون كس بارسيل خان روانه گرديد ، حضرت ظل اللهى امراى عظام مثل حسين بيگ لله و امير نجم ثانى و دورمش خان و ميرزا محمد طالش و دده بيگ قورچىباشى و منصور بيگ حلواچى اغلى را طلبيده فرمودند كه شصت هزار نفر اوزبك امروز بيست روز است كه از آب جيحون گذشتهاند و از قرارى كه بارسيل خان نوشته است ؛ يك هفتهء ديگر خواهند رسيد . شما را در اين كار چه مصلحت به خاطر مىرسد ؟ .
امراى عظام هر يك سخنى به عرض رسانيدند . سخن ايشان مقبول طبع
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٣٦٠