تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
كنند و سيبه‌ها حصه فرموده در ميان سپاه قسمت كرده به كار مشغول گرديدند كه كوچم بهادر برادر تاجلو بهادر به خدمت شاهى بيگ خان آمده عرض نمود كه مىخواهم امشب شبيخونى بر سپاه قزلباش زده شايد فتحى روى دهد . شاهى بيگ - خان گفت كه مگر تو ما را از اين ننگ و عار بيرون آورده روسفيد نمائى . و پنج هزار نفر به او داده و كوچم بهادر در نصف شبى با سپاه اوزبك از قلعه بيرون آمده . اما در آن شب طلايهء سپاه قزلباش ميرزا محمد طالش بوده و او كس به دروازه فرستاده بود كه شايد جاسوسى به دست آورد ، كه چون آن شخص به نزديك قلعه آمده ، ديد كه جمعى كثير از سپاه اوزبك از قلعه بيرون مىآيند ؛ به زودى مراجعت كرده به خدمت ميرزا آمده آنچه ديده بود عرض نمود ، كه ميرزا محمد كس فرستاده اهل اردوى معلى را خبردار گردانيده و هاى هوى در ميان اردوى بلند گرديده . چون شاهى بيگ خان « 1 » آن صداها را شنيده ، گفت كه هر گاه شما را كارى از دست برنمىآمد ، چرا امرى را قبول مىكرديد ؟ كوچم بهادر گفت [ 241 ] كه فردا در ميدان مردانگى خود را بر شما ظاهر خواهم ساختن . اما چون مقدمهء شبيخون سپاه اوزبك به عرض اقدس رسيده ، و على الصباح كوچم بهادر با سپاه اوزبك از قلعه بيرون آمده صف آراى گشته چون سپاه قزلباش را در يك جا مجتمع ديدند ، ده هزار را در صف گذاشته و دو هزار نفر را برداشته به طرف دست چپ كه رودخانه در ميان بوده روانه گرديد . اتفاقا سپاه طالش در آن سمت فرود آمده بودند و خبر نيز به ميرزا محمد رسيد كه سپاه اوزبك از قلعه بيرون مىآيند . و او فرمود كه سپاه طالش يراق پوشيده حاضر بوده باشند كه
هامش
( 1 ) - اصل : چون كوچم بهادر .
عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 357 | مؤلف مجهول / اصغر منتظر صاحب