پيكان تير از پشت آن شير پر بيرون آورده از اسب درغلطيد . اخى سلطان چون آن حال را مشاهده نموده گفت كه اى نامرد ، مردان را به غافل تير مىزنى ؟ كى مىگذارم كه زنده بوده باشيد و همچون شمشيرى بر فرق جوئى بهادر زد كه تا سينهء او در هم شكافته درغلطيد و سپاه ظفرپناه قزلباش داد مردانگى داده و شش هزار نفر از سپاه اوزبك را به قتل آورده بودند كه در آن اثنا علم اژدها پيكر
« نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ »
« 1 » حضرت ظل اللهى نمايان گرديده چون سپاه اوزبك مشاهده نمودند ، فرار كرده به جانب قلعه روانه گرديدند ، كه سپاه نصرت دستگاه از عقب ايشان رفته قريب به دو هزار نفر را به قتل آورده و اخى سلطان به تدارك خون پدر ، هشتاد نفر را به قتل آورده بود كه سپاه اوزبك از تخته پل گذشته داخل قلعه گرديدند ، كه سپاه ظفرپناه يا اللّه يا اللّه و يا عليا ولى اللّه گويان مراجعت كرده به خدمت حضرت ظل اللهى رسيده به پابوس مشرف گرديدند .
چون اخى سلطان سر برهنه بوده ، حضرت ظل اللهى تاج و طومار مرصع كه پنج هزار تومان قيمت داشته از سر مبارك برداشته بر سر اخى سلطان گذاشته و او را دلدارى داده شفقتها فرموده در پاى قلعهء مرو نزول اجلال فرمودند .
چون شاهىبيگ خان مشاهدهء آن جنگ كرده ، واهمهء زيادى برداشته دانست كه سپاه قزلباش چه نره شيرانند و سپاه اوزبك از عهدهء ايشان بر نمىآيند ، فرمود كه در قلعه را محكم بسته به قلعهدارى مشغول گرديدند .
اما حضرت ظل اللهى سه روز تغافل پادشاهانه زده و در روز چهارم مقرر فرمود كه نامهاى به شاهى بيگ خان نوشتند مشتمل بر حمد و سپاس حضرت پروردگار عالم و نعت حضرت رسول و ائمهء اطهار عليهم السلام و بعد از آن :
بر راى عالى پادشاه تركستان مخفى نماناد كه آن همه غرور و بلند پروازىها
هامش
( 1 ) - آيهء چارده از سورهء صف .