و باد نخوت در دماغ شما راه يافته بود كه همه روزه به نواب همايون ما امر مىفرموديد كه تعمير پلهاى شكسته و راههاى خراب نموده در هر منزل سيورسات ما مهيا نمائيد كه نواب ما ارادهء مكهء معظمه دارد . حسب الفرمودهء نواب همايون ما ، تمامى ما يحتاج را سرانجام نموده انتظار بسيار كشيده اثرى از موكب نحوست - فرجام آن خان عالى شأن ظاهر نشده و خود [ 240 ] با جاه و جلال به استقبال نوادهء چنگيز خان بيرون آمده كه شايد [ در ] يكى از منازل ملاقات واقع شود ممكن نشد . حال آن خان عالى شأن و خلف سلسلهء چنگيز خان از واهمهء سپاه شير - شكاران روز هيجا ، در كنج قلعهء مرو خزيده بيرون نمىآيد ، مردان عالم خصوصا پادشاهان با نام و ننگ بايد آنچه بفرمايند از گفتهء خود پشيمان نشده تا روز آخر كوشش نمايند . به هر حال از قلعه بيرون آمده به پابوس نواب همايون ما مشرف گردند كه تقصيرات ايشان را عفو « 1 » و اغماض خواهم فرمود و الا جوانان قزلباش و صوفيان شير شكار ، حصار فلك دوار را به تيغ آبدار مسخر خواهند نمود اين قلعه چه خواهد بودن و الدعا .
و ايلچى به قلعه رفته و نامه [ را به ] شاهى بيگ خان داده ، چون ملاحظهء نامه نموده به ايلچى گفت كه به شيخ اغلى بگوئيد كه چون شما شنيدهايد كه سپاه قيامت - اثر تركستان نيامدهاند انتهاز « 2 » فرصت نموده بر سر ما آمدهايد . به هر حال هر كس صرفهء كار خود را بهتر مىداند و سپاهىگرى شيوهء بسيار دارد كه شما هنوز ندانستهايد . هر گاه در ماه ديگر در پاى اين قلعه نشستند ، مىدانم كه مردانگى بر شما مسلم خواهد بود . و ايلچى را مرخص نموده و به خدمت حضرت ظل اللهى رسيده ، آنچه شاهى [ بيگ خان ] گفته به عرض اقدس رسانيد .
آن حضرت فرمودند كه هر گاه ما او را به حال خود بگذاريم كه كومك تركستان به جهت او مىرسد چنين باشد . مقرر فرمودند كه اسباب يورش مهيا
هامش
( 1 ) - اصل : بعفو .
( 2 ) - اصل : انتهار .