تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
ظل اللهى آورده ، كه آن حضرت فرمودند كه شب مردانه در خيمه خوابيدن و حال دوستاخ « 1 » آوردن معنى ندارد و رنگ روى شما هيچ گواهى نمىدهد كه اين اوزبك را شما گرفته باشيد و در اين وقت دورمش خان به خدمت آمده آن حضرت فرمودند كه اين رنگ و رخسار گواهى ميدهد كه دوستاخ گرفته باشد . فرمودند كه اى دورمش خان دوستاخ خود را از دست قورچىباشى بگيريد . و دورمش خان مهدى - خواجه را از قورچىباشى گرفته به خدمت آورده ؛ آن حضرت فرمودند كه اى بهادر ، هر گاه يك كار بكنيد ؛ نواب ما كل ولايت خراسان را به شما خواهيم بخشيد . مهدى خواجه عرض نمود كه هر گاه تكليف رافضى شدن خواهيد كردن اين سخن را مگوئيد كه قبول نخواهيم كردن . آن حضرت چون سخن مهدى خواجه را شنيد ، غضب بر آن حضرت مستولى شده حكم بر قتل او فرموده و دورمش خان حسب الفرموده عمل نموده . اما سپاه اوزبك آنچه در قلعه مانده بودند به يك مرتبه از قلعه بيرون آمده كه فرار نمايند ؛ غازيان قزلباش بسيارى از ايشان را به قتل آورده ، قليلى فرار نموده روانه گرديد و قلعهء دامغان نيز به تصرف اولياى دولت قاهره در آمده و حضرت ظل اللهى مقرر فرمودند كه رقم قضا توأم به آقا رستم پادشاه مازندران بنويسند كه : چون در اين وقت نواب همايون ما به ارادهء جنگ شاهى بيگ خان با جاه و جلال وارد قلعهء دامغان گرديده عازم [ خراسان ] است ؛ طريقه آنكه چون رقم قضا - امضاء نواب همايون ما به شما مىرسد ؛ سپاه ديوساران مازندران را برداشته روانهء درگاه عالم مطيع ما گردند كه ان شاء اللّه تعالى به توفيق پروردگار عالم و به مدد حضرات ائمه عليهم السلام ، شاهى بيگ خان را سپاه دريا خروش قزلباش به دست آورده باشند و ولايت خراسان و تركستان به تصرف اولياى دولت قاهره در آيد ؛
هامش
( 1 ) - دوستاخ يا دوستاق لغت تركى است به معنى زندانى و اسير .