تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عالم آراى شاه اسماعيل ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
ظلم و ستم بسيار به مردم كرده اموال و اسباب و زن و فرزند ايشان را به جبر كشيده برده بودند و هر كارى كه اراده مىنموده‌اند مىكرده‌اند و اموال و اجناس از گوسفند و اسب و استر و گاو و شتر بىحد و حساب جمع نموده انتظار جان وفا ميرزا مىكشيده‌اند كه در اين وقت اوزبكانى كه در يزد فرار نموده بودند به نزد بياقو بهادر رفته و [ از ] آمدن سپاه قزلباش و كشته گرديدن سپاه اوزبك و گرفتارى جان وفا ميرزا آنچه گذشته بود گفته بودند كه در اين وقت سلطان ابراهيم ميرزا و حسن بيگ حلواچى اغلى [ 223 ] و سپاه نصرت دستگاه قزلباش به كرمان رسيده ، بياقو بهادر خبردار گرديده و با سپاه اوزبك به جنگ در آمده كه سپاه قزلباش در حملهء اول جمعى از سپاه اوزبك را به قتل آورده شكست به سپاه اوزبك افتاده ، چون بياقو بهادر چنين هنگامه را مشاهده كرده قرار بر فرار داده تمام اموال و اسباب را وا گذاشته سپاه اوزبك را برداشته به جانب خراسان روانه گرديد و سپاه قزلباش از عقب او بدر رفته جمعى كثير را به قتل آورده و دو منزل از عقب ايشان رفته و هشت هزار كس از سپاه اوزبك را به قتل آورده و مراجعت نموده و به كرمان آمدند و آنچه مال كه اوزبك از مردم كرمان گرفته بودند سلطان ابراهيم ميرزا به صاحبان مال داده و چند روزى در كرمان توقف فرموده از آنجا به يزد آمده و اموال مسلمانان را كه از اوزبك گرفته بودند تسليم ايشان نموده و جان وفا ميرزا را مقيد ساخته و كوچ فرموده به جانب عراق روانه گرديد . و چون به حوالى اردوى گردون شكوه رسيدند « 1 » عريضه‌اى به خدمت حضرت ظل اللهى نوشتند . چون عريضه به نظر كيميا اثر رسيده امراى عظام و سپاه قزلباش را به استقبال مقرر فرموده و امراى عظام ، ميرزا را استقبال نموده ميرزا و حلواچى اغلى ، جان - وفا ميرزا را برداشته به خدمت ظل اللهى آمده به پابوس مشرف گرديدند . و جان -
هامش
( 1 ) - اصل : گردون شكوه روانه گرديد .